تبليغاتX
زیر آسمان چوشل

زیر آسمان چوشل
همه چیز درباره چوشل
قول  بده که خواهی آمد
اما هرگز نیا!
اگر بیایی
همه چیز خراب می شود!
دیگر نمی توانم
اینگونه با اشتیاق
به دریا و جاده خیره شوم!
من خو کردم به این انتظار،
به این پرسه زدن ها
در اسکله و ایستگاه!
اگر بیایی...
من چشم به راه چه کسی بمانم؟

                                                                                             "رسول یونان"

3-

آیین عشق ‌بازی دنیا عوض شده‌ ست
یوسف عوض شده‌ ست، زلیخا عوض شده‌ ست
سر همچنان به سجده فرو برده ‌ام ولی
در عشق سالهاست که فتوا عوض شده‌ ست
خو کُن به قایقت که به ساحل نمی ‌رسیم
خو کُن که جای ساحل و دریا عوض شده‌ ست
آن با‌وفا کبوتر جلدی که پَر کشید
اکنون به خانه آمده، اما عوض شده ‌ست
حق داشتی مرا نشناسی، به هر طریق

من همچنان همانم و دنیا عوض شده‌ ست

                                                                                             "فاضل نظری"

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:1 ] [ امیدرضا ]
امروز به پايان مي رسد!

از فردا برايم چيزي نگو!

من نمي گويم

فردا، روز ديگري ست

فقط مي گويم

"تو" روز ديگري هستي!

تو، فردايي!

همان كه بايد به خاطرش زنده بمانم...

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 23:51 ] [ امیدرضا ]

 

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 23:58 ] [ امیدرضا ]

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 0:58 ] [ امیدرضا ]

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:27 ] [ امیدرضا ]


 


 

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:33 ] [ امیدرضا ]

شاید برای شما جالب باشد که بدانید مثل یک بام ودو هوا از کجا آمده است .
روزی پسر و دختر خانواده مهمان خانه پدرشان شدند و تصمیم گرفتند همگی شب را در منزل پدری به صبح برسانند.
طبق عادتی که در زمانهای قدیمی مرسوم بود برای خواب به پشت بام رفتند بعد از چند دقیقه مادر خانواده به پشت بام رفت تا برای مهمانها یش آب ببرد .
در یک طرف پشت بام دختر وداماد زن با فاصله از هم خوابیده بودند. مادرزن به دامادش گفت : هوا خیلی سرد دخترم را در آغوش بگیر تا گرمت بشه .
سپس به طرف دیگر پشت بام رفت زن دید که پسرش همسرش را در آغوش گرفته .مادر شوهر به عروسش گفت :از هم فاصله بگیرید هوا گرمه گرمازده می شید .
در این هنگام عروس که خیلی ناراحت شده بود گفت : قربون برم خدا رو یک بوم و دو هوا رو" این ور بوم تابستون "اون ور بوم زمستون

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:28 ] [ امیدرضا ]

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:21 ] [ امیدرضا ]

در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند مرد عارفی از کوچه ای می گذشت غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحال است .

به او گفت چه طور در چنین وضعی می خندی و شادی می کنی ؟

جواب داد که من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا می دهد پس چرا غمگین باشم در حالی که به او اعتماد دارم؟

آن مرد عارف که از عرفای بزرگ ایران بود گفت: از خودم شرم کردم که غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی خود هستم


[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:44 ] [ امیدرضا ]

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:48 ] [ امیدرضا ]

 
اگر ميخواستم براي آينده ي شما فقط يك نصيحت بكنم، راه ماليدن كرم ضد آفتاب را توصيه ميكردم.
خواص مفيد آثار مفيد و دراز مدت كرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در حالي كه ساير نصايح من هيچ پايه و اساس قابل اعتمادي جز تجربه هاي پر پيچ و خم شخص بنده ندارند.

اينك اين نصايح را خدمتتان عرض ميكنم.
قدر نيرو و زيبايي جوانيتان را بدانيد، ولي اگر هم ندانستيد، مهم نیست!
روزي قدر نيرو و زيبايي جواني تان را خواهيد دانست كه طراوت آن رو به افول گذارد.
اما باور كنيد تا بيست سال ديگر، به عكسهاي جواني خودتان نگاه خواهيد كرد و به ياد مي آوريد چه امكاناتي در اختيارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده ايد.
آن طور كه تصور مي كرديد چاق نبوديد.
همه چيز در بهترين شرايطش بوده تا شما احساس خوب داشته باشيد.
نگران آينده نباشيد.
اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید، فقط اين را بدانيد كه نگراني همان اندازه مؤثر است كه جويدن آدامس بادكنكي در حل يك مساله ي جبر.

مشكلات اساسي زندگي شما بي ترديد چيزهايي خواهند بود كه هرگز به مخيله ي نگرانتان هم خطور نكرده اند، از همان نوعي كه يك روز سه شنبه ي عاطل و باطل ناگهان احساس بد پيدا مي كنيد و نسبت به همه چيز بدبين ميشويد!
با دل ديگران بي رحم نباشيد و با كساني كه با دل شما بي رحم بوده اند، سر نكنيد.
عمرتان را با حسادت تلف نكنيد.
گاهي شما جلو هستيد و گاهي عقب.
مسابقه طولاني است و سر انجام، خودتان هستيد كه با خودتان مسابقه ميدهيد.
ناسزا ها را فراموش كنيد.
اگر موفق به انجام اين كار شديد راهش را به من هم نشان بدهيد.
نامه هاي عاشقانه ي قديمي را حفظ كنيد.
صورت حسابهاي بانكي و قبضها و ... را دور بياندازيد.
اگر نمي دانيد مي خواهيد با زندگيتان چه بكنيد، احساس گناه نكنيد.
جالبترين افرادي را كه در زندگي ام شناخته ام در 22 سالگي نمي دانستند مي خواهند با زندگيشان چه كنند.
برخي از جالبترين چهل ساله هايي هم كه مي شناسم هنوز نميدانند.
تا ميتوانيد كلسيم بخوريد.
با زانوهايتان مهربان باشيد.
وقتي قدرت زانوهاي خود را از دست داديد كمبودشان را به شدت حس خواهيد كرد.

ممكن است ازدواج كنيد، ممكن است نكنيد.
ممكن است صاحب فرزند شويد، ممكن است نشويد.
ممكن است در چهل سالگي طلاق بگيريد، احتمال هم دارد كه در هشتاد و پنجمين سالگرد ازدواجتان رقصكي هم بكنيد.
هرچه مي كنيد، نه زياد به خودتان بگيريد، نه زياد خودتان را سرزنش كنيد.
انتخابهاي شما بر پايه ي 50 درصد بوده، همانطور كه مال همه بوده.

دستورالعملهايي كه به دستتان ميرسد را تا ته بخوانيد، حتا اگر از آنها پيروي نمي كنيد.
از خواندن مجلات زيبايي پرهيز كنيد.
تنها خاصيت آنها اين است كه بشما بقبولانند كه زشتيد.
با خواهران و برادران خود مهربان باشيد.
آنها بهترين رابط شما با گذشته هستند و به گمان قوي تنها كساني هستند كه بيش از هر كس ديگر در آينده به شما خواهند رسيد.

به ياد داشته باشيد كه دوستان مي آيند و مي روند، ولي آن تك و توك دوستان جان جاني كه با شما مي مانند را حفظ كنيد.
براي پل زدن ميان اختلافهاي جغرافيايي و روشهاي زندگي سخت بكوشيد، زيرا هرچه بيشتر از عمر شما بگذرد، بيشتر پي مي بريد كه به افرادي كه در جواني مي شناختيد محتاجيد.

سفر كنيد
برخي حقايق لاينفك را بپذيريد: قيمتها صعود مي كنند، سياستمداران كلك ميزنند، شما هم پير ميشويد.
و آنگاه كه شديد، در تخيلتان به ياد مي آوريد كه وقتي جوان بوديد قيمتها مناسب بودند، سياستمداران شريف بودند، و بچه ها به بزرگترهايشان احترام ميگذاشتند.

به بزرگترها احترام بگذاريد.
توقع نداشته باشيد كه كس ديگري نان آور شما باشد.
ممكن است حساب پس اندازي داشته باشيد.
شايد هم همسر متمولي نصيبتان شده باشد.
ولي هيچگاه نمي توانيد پيش بيني كنيد كه كدام خالي ميشود يا بشما جاخالي مي دهد.

خيلي با موهايتان ور نرويد وگرنه وقتي چهل سالتان بشود، شبيه موهاي هشتاد ساله ها ميشود.
دقت كنيد كه نصايح چه كسي را مي پذيريد، اما با كساني كه آنها را صادر مي كنند بردبار و صبور باشيد.
نصيحت ، گونه ي ديگر غم غربت است.
ارائه ي آن روشي براي بازيافت گذشته از ميان تل زباله ها، گردگيري آن و ماله كشيدن بر روي زشتي ها و كاستي هايشان و مصرف دوباره ي آن به قيمتي بالاتر از آنچه ارزش دارد، است.

اما اگر به اين مسايل بي توجه هستيد لااقل حرفم درمورد كرم ضد آفتاب بپذيريد
[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 13:30 ] [ امیدرضا ]
 

...مجموعه گفته ها و اندیشه ها و هنرمندیها
به اندازه این کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را باز گویندکه:

مریم مادر عیسی است.

و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم،باز در ماندم؛

خواستم بگویم که فاطمه دختر خدیجه است،دیدم که فاطمه نیست،     
خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است، دیدم که فاطمه نیست،
خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است، دیدم که فاطمه نیست،
خواستم بگویم که فاطمه مادر حسن و حسین است،دیدم که فاطمه نیست،
خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است، دیدم که فاطمه نیست،
نه اینها هـــــــــــــمه هست و این همه فاطمه نیست...

فاطـمـــه، فاطـمــه است...



[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 21:4 ] [ امیدرضا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

چوشل نام روستائی است سرسبز وبزرگ در استان گیلان با بیشینه ای تاریخی که مابین شهرهای لاهیجان وسیاهکل قرار دارد. بقعه گرماخانی وچشمه معروف آن-آبشار زیبا(شارشار)-مزار کوتی -جنگلهای سرسبز کاهکوه به همراه طبیعت زیبا و بکر از جمله جاذبه های دیدنی وطبیعی این روستای بزرگ بشمار می روند.این روستا تعداد زیادی پزشک-مهندس-معلم و انسانهای بزرگ را در خود پرورانده است. از اینکه می توانم کاری برای زادگاهم و مطلبی برای جائیکه موطن ابدیم هست بنویسم حس خوشایندی است و این حداقل کاری است که میتونم انجام بدم.بیشترین انگیزه من ارسال نظرات شما راجع به مطالب ارائه شده می باشد.دست یاری شما عزیزان را میفشارم.کلیه دوستان می توانند از طریق ایمیل omid0192001@yahoo.com مطالب و عکسهای خود را جهت درج در وبلاگ برای من ارسال نمایند.
امکانات وب
مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

Pichak go Up


فال حافظ

بک لينک