زیر آسمان چوشل
همه چیز درباره چوشل 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
مراسم عزاداری سالار شهیدان ، امام حسین(ع)در روستای چوشل و حومه همه ساله با شور و شوق فراوان واز اول محرم  آغاز  می گردد.در واقع شروع عزاداری با مراسم علم بندی در بقعه ها و امامزاده ها می باشد. علم بندی مراسمی است که معمولا در بقاع متبرکه روستای چوشل  طی آدابی خاص انجام می گیرد و نهایتا در هفته اول ماه محرم‌ (در هر بقعه شب به خصوصی)همه علم ها بسته می شود.به طور مثال در امامزاده های گرماخانی و همچنین آقاسیدخلیل جورمحله این مراسم در شب اول محرم انجام می گردد. در بقعه آقا سید قاسم در خور تاب سوم محرم علم را می بندند و جمعه هفته بعد طی مراسم خاصی آن را وا می چینند.علم چوب مخصوصی است که در بقاع قدیمی اغلب یا تزییناتی فلزی به ویژه، در قسمت بالا همراه است ..

 

 

ازشب اول تا شب ششم عزاداری و نوحه سرایی در داخل مساجد هر محله انجام می شود و از روز ششم هیئت ها ی هر محل از محله های هفتگانه روستای چوشل  و دیگر مناطق به محله های اطراف  می روند. که حقیقتا یک شور و هیجانی زیبا، محله ها و منطقه را فرا می گیرد.از شب اول محرم تا شب دهم دستجات عزاداری در امامزاده های چوشل برپابوده و پیر و جوان به سینه زنی و زنجیر زنی می پردازند. یكی از رسوم موجود در بین اهالی روستای چوشل  در ده روز عزاداری محرم بردن دسته جات عزاداری از محلی به محلی دیگر و یا از مسجد و امامزاده ای  به مسجد و امامزاده دیگر است.. شب تاسوعا  طبق رسم دیرینه ی مذهبی، اهالی روستای بالامحله چوشل در هئیت عزاداری به جهت عرض تسلیت شهادت امام حسین (ع) و یارانش به طرف روستای میان محله و امامزاده سیدنجف الدین اشرف(ع)(بقعه گرماخانی) می روند و پس از به جا آوردن مراسم سینه زنی و زنجیر زنی و استقبال از طرف  هیئت پائین محله و پذیرایی به طرف روستای خورتاب (امامزاده سیدقاسم(ع)) حرکت می نمایند و در اینجا هم بعد از انجام مراسم نوحه سرائی و پذیرایی ،به طرف روستای زیارتگاه حرکت می  کنند ( تما م این دسته روی ها در شب و به صورت پیاده روی انجام می شود ) و  در روستای زیارتگاه و بقعه آن  مورد استقبال گرم قرار می گیرند و پس از زنجیرزنی و نوحه سرائی و پذیرائی  به طرف روستای چوشل بر می گردند.

درشب دهم  ماه محرم (شب عاشورا) نیز دسته های عزاداری روستا های خورتاب، بیجارپشت وروبرابر در قالب دسته عزاداری  جیر محله (امامزاده گرماخانی) به صورت دسته با یک علم به جرمحله (امامزاده آقا سیدخلیل ) می روند و مثل همان شیوه سنتی مورد استقبال گرم قرار می گیرند و بعد از انجام مراسم نوحه سرائی ، سینه زنی و زنجیرزنی و پذیرائی برمیگردند.

در درهر روستا اگر شخصی درسال گذشته در بین عزداران بوده ولی امسال جایش خالی است از طرف عزادارن یادآوری می شود و نوحه گری می گردد. امسال در روستای چوشل جای مرحوم حاج محمدصفری پور،محمدمودب،عباداله یکتاپور ومرحومه مریم قوتی، فاطمه وجدانی، ثریا جمالخواه،بانوطاهرقاسمی وعامریان در بین عزاداان حسینی خالی هست .روحشان شاد ویادشان گرامی...

..از دیگر موارد عزاداری می توان به  بردن دسته به مزار کوتی و امامزاده روستای آزارستان نیز در روز تاسوعا و همچنین دسته بردن  به مسجد روستای کیش محله وتله  در شب عاشورااشاره نمود.

در روز عاشورا نیز کل مردم محله های چوشل  وحومه در مسجد بالا محله (بقعه آقاسید خلیل(ع))حضور یافته و با پختن غذا ودادن نذری  مراسمی تحت عنوان علم واچینی را برگزارمی نمایند که در واقع پایانی برای مراسم عزاداری در هر امامزاده می باشد. پس از خواندن نوحه و مرثیه  علمها دست به دست چرخیده وشالهای سبزی که در روزعلم بندی بر روی آن بسته شده باز می شود. این مراسم با سينه‌زني و نوحه‌خواني و اداي نذورات همراه است.مراسمی که هر ساله باحضور بیش از 1000نفر و باشوروشوق خاص معنوی همراه است.

مراسم علم واچینی در محله های مختلف چوشل ودر روزهای مختلفی برگزار میگردد. برای نمونه درمسجد گرماخانی در سومین روز شهادت امام حسین(ع)-در روبرابرو بیجا رپشت در  شب سوم وهمچنین در کیش محله  وتله در روز پنجم  ودربقعه  خورتاب در اواخر تابستان.برگزار می گردد.


با پایان مراسم مربوط به روز عاشورا و با فرارسیدن اولین شب بعد از روز عاشورا ، مراسم مربوط به شب شام غریبان در مساجد مختلفی كه در طول ایام سوگواری مردم در آن ها به عزاداری می پرداختند، برگزار می شود. مراسمی که بیشتر با دادن نذری  همراه است.

شاید نوای محلی و سوزناکی که برای بسیاری از چوشلیها آشناست مرثیه  های معروفی است که همه ساله در مراسم علم واچینی زمزمه میشود:
-ماتم شاهان است آی زاری وای....عالم خونفشان است آی زار ی وای

دیده ها گریان است آی زاری  وای...

- حسین،حسین،حسین،حسین    شهید کربلا حسین

گویند حسین من چه شد       نور دو عین من چه شد   کو اکبرم کو اصغرم...

-گفت که جان پدر   بی علی اکبرشدی       مادر خونین جگر   بی پسرآخرشدی

به شوق دیدارمن ، نشسته دررهگذر      به فرق بشکسته ام ، یقین نداری خبر

به خیمه گه کن گذر ، بده به لیلا خبر    بی پسرآخرشدی، بی علی اکبر شدی...

 


موضوعات مرتبط: پربیننده ترین
[ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 ] [ 17:27 ] [ رضامحمدبیگی ]
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست   این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست...

 

شیر سرخ عربستان و وزیر شه خوبان، پسر مظهر یزدان ، که بدی صاحب طبل و علم و بیرق و سیف و حشم و با رقم و با رمق اندر لب او ماه بنی هاشم وعباس علمدار و سپهدار و جهانگیر و جهان بخش و دگر نایب و سقا. شه با وفا ابوالفضل، صاحب لوا اباالفضل، معدن سخا ابوالفضل، نور هل اتی ابوالفضل...

ماتم شاهان است آه و زاری وای      عالم خون فشان است آه زاری وای...

گفت که جان پدر   بی علی اکبرشدی       مادر خونین جگر   بی پسرآخرشدی

به شوق دیدارمن ، نشسته دررهگذر      به فرق بشکسته ام ، یقین نداری خبر

به خیمه گه کن گذر ، بده به لیلا خبر    بی پسرآخرشدی، بی علی اکبر شدی...

سالار زینب کو علمدارت      حسین جان، جان به قربانت...


با سپاس فراوان از آقای رامین محمدبیگی برای ارسال عکسها...

 

[ دوشنبه سیزدهم آبان 1392 ] [ 20:24 ] [ رضامحمدبیگی ]
ازدل و دیده گرامی تر هم آیا هست؟


دست ، آری زدل و دیده گرامی تر دست...
در فروبسته ترین دشواری، در گرانبارترین نومیدی
بارها بر سر خود بانگ زدم
هیچت ار نیست مخور خون جگر، دست که هست...

واینک پروردگار دانا و توانا را سپاس می گویم که به من این توفیق را عطا فرمود تا در طول این 3 سال در خدمت شما دوستان عزیز باشم و بعد از گذشت این مدت و به دلایل شخصی و علی رغم میل باطنی تصمیم به تعطیلی (شاید موقت ) این وبلاگ گرفتم. به هر حال هر نقطه آغازی یک نقطه پایان دارد و احساس میکنم این زمان بهترین موقع برای تعطیلی این وبلاگ هر چند ناچیز باشد.

لطفا به ادامه مطلب بروید:


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 ] [ 1:16 ] [ رضامحمدبیگی ]

لحظه تحویل سال به ساعت رسمی جمهوری اسلامی ایران ساعت ۲۰ و ۲۷ دقیقه و ۷ ثانیه روز     پنج شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۲ هجری شمسی، مطابق ۱۸ جمادی الاولی ۱۴۳۵ هجری قمری و ۲۰     مارس ۲۰۱۴ میلادی است...
مطابق طالع بینی چینی سال ۱۳۹۳ سال اسب است و ویژگی های آن به شرح زیر است:
سالی پر انرژی، سال روشنایی، گرمی و مهربانی است و متولدین این سال باهوش و ذکاوتند،           می خواهند مورد توجه واقع شوند و سرمایه گذار، خاکی و مستحکم، در محل کار فعال هستند

متولدین سال اسب(متولدین سالهای 1345-1357-1369-1381 و 1393) محدودیت را تحمل نمی کنند، بی تابند و مستقل و کمتر به نصایح گوش می دهند.شکست موجب بدبینی آنها می شود. دخالت در همه کارها کرده و پروژه ها را خوب به پایان می برند...

جهت مشاهده تصویر در اندازه واقعی به آدرس زیر بروید:

http://www.uploadax.com/images/07060986816857980458.jpg


لطفا به ادامه مطلب بروید:




ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ] [ 23:22 ] [ رضامحمدبیگی ]


 

در آخرین پنجشنبه سال همه آرامستان ها به رسم بر پایی سنت دیرینه ” پنجشنبه آخر سال ” پر میشود از حضور ما زندگان، حضوری توام با ابرهای اسفند ماه و زمستانی که روز های آخر بودنش را نفس می کشد و بهاری که بی تاب آمدن است.

پنجشنبه آخر سال، دلت می ماند که دلگیر شود از نبودن آنهایی که دوستشان داری و یا خوشحال شد از بی تابی بهاری که می خواهد بار دیگر همه رستنی های سبز رنگش را به تو هدیه کند! مبهوت و سرگردان می مانی از این کنتراست بزرگ معنوی خالق بی همتا، همانی کنتراستی که در حکمت خداوندی ریشه دارد، همانی که بارها و بارها از کودکی برایمان قصه گفتند ” یکی بود یکی نبود”  و حالا این تویی که این قصه ات را برای دیگری همان گونه آغاز می کنی که یکی بود و یکی نبود.

 لطفا به ادامه مطلب بروید:


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ 0:0 ] [ رضامحمدبیگی ]
ارسال مطلب از جناب آقای مسعود علیپور...

روستا ها معمولا داراي فرهنگ خاص خود هستند البته اين بدان معني نيست كه فرهنگها ي متفاوت در ارتباط با قوميتهاي مختلف در روستا وجود ندارد، گرچه بخشي از فرهنگ روستائي با فرهنگ شهري اشتراك دارد ولي ريشه فرهنگ ملي را بايد در روستا ها جستجو كرد، به لحاظ شيوه زندگي روستائي داراي فرهنگ ويژگي هاي است كه تبلورا رزشها وهنجارها در حيات روستائي پديد آمده است به همان گونه كه فرهنگ شهري اختصاص به زندگي شهرنشي داردودر پرتو توليد صنعتي ودادوستد جنبه اي پويا به خود مي گيرد ،ويژگيهاي زندگي روستا سبب شده كه پاره اي از اختلافات نهادي از لحاظ فرهنگي بين شهر وروستا پديد آيد وآن دو را ازهم جدا مي كند، بخشي از فرهنگ روستا از ديدگاه شهري فولكلور (فرهنگه ) ناميده    مي شود،


لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: تاریخ وفرهنگ روستا
ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 ] [ 19:27 ] [ رضامحمدبیگی ]

تصاویر از آقای حسن محمدبیگی...


برای دیدن بقیه تصاویر لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: ورزش روستای چوشل
ادامه مطلب
[ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ] [ 19:5 ] [ رضامحمدبیگی ]

مراسم عروسی در روستای چوشل مانند سایر روستاهای گیلان آئین ها و سنتهای خاص خود را دارددر. این سنتها با و جود دارا بودن مشترکاتی با رسوم سایر روستاهای گیلان ویژگیهای منحصر بفردی نیز دیده می شود. در گذشته این مراسم با شور و اشتیاق و گرمای بیشتری همراه بود ولی در حال حاضر نیز بسیاری ازاین  سنتهای قدیمی در خانواده های روستای چوشل  مشاهده میشود که یادگاری از دوران قدیم است.

این سنتها که بی شباهت به هفت خوان رستم نیستند هرکدام آئین و قوانین خاص مربوط به خود را دارند در این پست سعی شده تعدادی از این رسومات که بعد از مراسم خواستگاری در روستای چوشل برگزار میشود را به طور خلاصه توضیح داده شود:

   

(کلیه تصاویر آرشیوی و مربوط به گیلان قدیم است. )  


  1 – صورت گیری و  باربینی (جشن عقدکنان) :پس از خواستگاری روزی تعیین می‌شود و فامیل طرفین در خانه عروس جمع شده ، طلا و جواهر وسایر وسایلی که داماد باید بخرد مشخص می‌شود و در کاغذی به نام (صورت نامه) ثبت شده و به امضای معتمدان و حضار می‌رسد .. :مراسم عقد معمولا در روز باربینی  یا روز مستقلی انجام می‌گیرد ، عروس چادر عقدش را بر سر می‌گذارد و سر سفره حاضر شده بله می‌گوید . در سر سفره علاوه بر وسایل معمولی وجود چند  عدد تخم مرغ در ظرف برنجی سمبل آروزی بچه‌دار شدن است . پس از اتمام  مراسم عقد  مهمانهای عروس و داماد به شادی مشغول  می‌شوند.
لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: تاریخ وفرهنگ روستا
ادامه مطلب
[ جمعه شانزدهم اسفند 1392 ] [ 18:31 ] [ رضامحمدبیگی ]



1-کلان = نوعی نان
2-چیسکال بون:
محلی است که آب باران از روی بام  به زمین می ریزد که درست زیر ایوان و پله ها در حیاط منزل است .
3-ساوسنگ = سنگی برای سائیدن داس و...
4-فلاسوت = چوبی که نوک آن آتش گرفته و قرمز شده است..
5-سولونگه = سه پایه فلزی که روی اجاق هیزمی می گذاشتند.
6-ماشه= ذغال گیر یا انبر
7-ماشل = خاله
8-ژگره = فریاد
9-رت= چوبهای بلند ونازک
10-قلنهار= صبحانه

لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: تاریخ وفرهنگ روستا
ادامه مطلب
[ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 ] [ 18:45 ] [ رضامحمدبیگی ]

روستای چوشل با توجه به واقع شدن در دو منطقه جلگه ای و کوهستانی از شرایط  آب و هوائی  مناسب  و برخورداری از چشمه های آب معدنی و زیرزمینی، رودخانه های دائمی ،و همچنین آبشارهای خیره کننده و طبیعی  در تمام فصول سال دارای چشم اندازهای زیبائی است. این روستا  می تواند در صورت توجه بیشتر مسئولین و تبلیغات بیشتر، در تمام فصول سال تعداد زیادی گردشگر را به دل طبیعت بی نظیر خود راه دهد، بی شک ورود گردشگران به این روستا موجب رشد و توسعه بیشتر روستا خواهد شد.

از جاذبه های گردشگری و طبیعی روستا می توان به  دو آبشار بسیارزیبا در منطقه  کیش محله(تله) و همچین چشمه های زیر زمینی و آب معدنی  از قبیل چشمه گرماخانی و سیرگیلی در بورپشته سر و مناظر چشم نواز طبیعی از قبیل جنگلهای کاکوه و مزار کوتی ، منطقه کوهستانی غازی گوابر،بورپشته سر و سرارود، نقاره کند در خورتاب ، جنگلهای کاج در بیجارپشت، رودخانه های جاری، باغات سرسبز و همچنین اماکن مذهبی و زیارتی نظیر امامزاده گرماخانی در میان محله، امامزاده آقاسیدخلیل(ع) در جر محله، امامزاده بن قاسم(ع) در خورتاب، امامزاده آقاسید حسین(ع) در منطقه روبرابر اشاره کرد.


لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: جاذبه های طبیعی وگردشگری واقتصادی روستا
ادامه مطلب
[ جمعه نهم اسفند 1392 ] [ 23:2 ] [ رضامحمدبیگی ]
1- گاره بندی :در دهمین روز تولد نوزاد  ، زنان آشنا و اقوام را برای گاهواره بندی زائو خبر می‌دادند . زنان نوزاد را به گاهواره می‌بندند و هر یک به بچه مبلغی رونما می‌دهند و با چای و شیرینی محلی پذیرایی می‌شوند .


2- دار ولگی (قورباغه درختی): مردم گیلان ، آمدن قورباغه درختی را درون خانه هایشان نشانه‌ی نزدیک بودن باران می‌دانند‌ و این موجود ‌سبز ‌و‌کوچک‌ را پیام‌آور بخشش آسمان می‌دانند.

3-سیاه کلاج: نشانه شوم و خبری بد را برای صاحب خانه دارد البته اگر در جلوی خانه کسی مدت مدیدی به غارغارکردن بپردازد.



لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: تاریخ وفرهنگ روستا
ادامه مطلب
[ دوشنبه پنجم اسفند 1392 ] [ 19:8 ] [ رضامحمدبیگی ]
از رهنمای عزیز به خاطر ارسال این عکسها کمال تشکر را دارم...

لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: تصاویرروستای چوشل
ادامه مطلب
[ جمعه دوم اسفند 1392 ] [ 22:49 ] [ رضامحمدبیگی ]


 سِهرِهٔ جَنگَلی (بلبل آوازخوان، خومسه، بلبل خمسه،) یکی از پرندگان آواز‌خوان است.این پرنده از راستهٔ گنجشک‌سانان (Passeriformes)، خانوادهٔ‌ سهرگان (Fringillidae)، جنس فرینجیلا (Fringilla) است.
سهره جنگلی ( Chaffinch ) که با اسامی محلی دیگری همچون بلبل آوازخوان ، خومسه و یا خمسه نیز شناخته می شود چند سالی است که به دلیل زیبایی ظاهر و آواز زیبایش جایگاهی ویژه در بین علاقمندان به پرندگان آوازخوان یافته است .


لطفا به ادامه مطلب بروید:




موضوعات مرتبط: جغرافیای روستای چوشل
ادامه مطلب
[ چهارشنبه سی ام بهمن 1392 ] [ 17:34 ] [ رضامحمدبیگی ]

در اوج تلاش انگليس براي چيرگي همه سويه بر گيلان جنگ جهاني اول در ســال 1297 خورشيدي با پيروزي متفقين به پايان رسيد و انگليس برآن شد از فرصـت فراچنگ
احسان الله خان آمده بهره جسته و ايران را به چنگ آورد.  انگليس وثوق الدوله را به نخست وزيري برگزيد و او را مامور حل مشكل گيلان نمود.  وثوق الدوله در پيامي به ميرزا كوچك خان پذيرفت كه حكومت گيلان را در برابر خموش گشتن خيزش جنگل به او واگذارد، ولي ميرزا كوچك خان نپذيرفت و وثوق الدوله به ناچار تيمورتاش را مامور سركوب خيزش جنگل نمود.

پايان جنگ جهاني اول، يكه تازي سياسي انگليس در ايران، تلاش دولت وثوق الدوله براي خاموش ساختن خيزش جنگل و توانمندي هاي سياسي تيمورتاش، درگيري هاي پنهاني چندسويه ميان جنگلي ها را نمايان ساخت و دوگانگي ميان كسما و گوراب زرميخ حاج احمد كسمايي را به رويارويي با ميرزا كوچك خان كشاند.  برآيند اين ستيزه سر تسليم فرود آوردن حاج احمد كسمايي و ناچار گشتن ميرزاكوچك خان به رها ساختن پارة باختري گيلان و روي نهادنش به لاهيجان بود.


رسيدن ميرزا كوچك خان و ياران بازمانده اش  به لاهيجان نيروهاي قزاق به فرماندهي ميرپنج ايوب خان را به لاهيجان كشاند و ميرزا كوچـك خان به ناچار لاهيجان را رها نمود و رو به    بلندي هاي لنگرود و رودسر و رانكوه و تنكابن نهاد.  نوشته اند كه نيروهاي قزاق بيست هزار نفر بودند و نيروهاي همراه ميرزا كوچك خان 1600 نفر.  ميان دو نيروي ستيزه گر در گاوبن و جواهردشت و جواهرده و قلعه گردن درگيري هايي روي داد و شماري كشته شدند.
گروهي از جنگلي ها به همراه احسان الله خان به كاكوه ميان سياهكل و لاهیجان رفتند تا به  بهره گيري از ياري هاي محمدخان مشيرالممالك بتوانند در برابر قزاق ها بايستند.


لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: تاریخ وفرهنگ روستا
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 ] [ 23:31 ] [ رضامحمدبیگی ]
از بهراد عزیزبه خاطر ارسال این متن زیبا ممنونم و پیشنهاد میکنم این متن را تا انتها مطالعه کنید...


دو قطره آب اگردر کنارهم قرار بگیرند چه می کنند؟
جواب: آنها تصویر قطره دیگررا در خود دیده و به هم می پیوندند و یک قطره بزرگترتشکیل می دهند.

اگر چند سنگ به هم نزدیک شوند چه می شود؟                                                                      آنها هیچ گاه با هم یکی نمی شوند. شاید تصویر سنگ دیگر را تا حدودی در خود ببینند!!!
هرچه سخت تر و قالبی تر باشید، فهم دیگران برایتان مشکلتر و درنتیجه احتمال بزرگتر شدنتان نیز کاهش می یابد...
مهارتهائی که شما را در جهت آرامش،بزرگوارتر و اجتماعی تر شدن کمک خواهد کرد را به یاد داشته باشید...
نرمی .....بخشش.....مدارا...پشتکار...

لطفا به ادامه مطلب بروید:


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ] [ 21:24 ] [ رضامحمدبیگی ]
با تشکرو سپاس فراوان  از جناب آقای مسعود علیپور به خاطر ارسال این مطلب زیبا...

در قديم مردم روستا از سا ده ترين وسايل براي آسايش خودشان استفاده مي كردند، چون را ه ارتباطي بين روستا ها وآباديها اغلب آدم رويا مال رو بود، بنابرين بيشترازجنگل استفاده مي كردند .براي ساخت اين خانه ها از خشت وگل وچوب وسنگ استفاده مي كردند ،اين نوع خانه ها  بيشتر در مناطق جنگلي معروف به (ورجيني خانه )بود ،نحوه ساخت آن به اين طريق بود كه پي آن را باخشت گل وسنگ صورت مي كردند آن پي معروف به( چيني  )بود وبعد چوبها را به موازي هم بشكل مربع يا مستطيل  بطوريكه گوشه چوبها زاويه نود درجه روي هم قرار مي گرفتند وبوسيله (شط ويا ويرس )باهم مي بستند ،درفصل بها روتابستان پوست بعضي از درختان به راحتي كنده ميشد ومثل طناب بود، ويرس هم ازساقه برنج باهم مي بافتند ،روي خانه با سرچوب واجار وسپس تخته هاي كوچكي معروف به (لت )بودپوشانده مي شد، تا ازنفوذ باران وبرف به داخل خانه جلوگيري كند ،ديوارهاي خانه با خشت گل پوشيده مي شد ودرديوار ي كه به سمت طلوع خورشيد بود سوراخي بود معروف به (لوجينبر )...

لطفاً به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: تاریخ وفرهنگ روستا
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیستم بهمن 1392 ] [ 15:4 ] [ رضامحمدبیگی ]

چوشل  روستائی است که دراستان گیلان ودر فاصله 10 کیلومتری شهرستان لاهیجان و 5 کیلومتری شهرستان سیاهکل قرار گرفته است و از جنوب به جنگلهای کاکوه، از غرب به زیارتگاه وکلسرا، از شمال به دهسرتموشل، و از شرق به آزارستان  و چی چی نی کوتی محدود می‌شود .بخش وسیعی از روستا را جلگه ودشت و سایر بخشهای آن را کوهستان و جنگل تشکیل می دهد.. از نظر موقعیت جغرافیایی و ویژگی‌های تاریخی  و جاذبه های طبیعی و گردشگری  ومذهبی یکی از روستاهای  مهم لاهیجان وسیاهکل  به شمار می‌رود و  قبل از تقسیمات جدید در سال 1378 شامل 8 آبادی  به نامهای روبرابر، بیجارپشت، کلسرا،خورتاب، غازی گوابر، کیش محله ، بورپشته سر و سرارود بود،  این روستا بر پایه آخرین سرشماری تا قبل از سال ۱۳78، دارای  جمعیتی حدود 300 خانوار بوده‌است .
این روستا هم اکنون دارای 3 محله اصلی به نامهای جرمحله، میان محله و جیر محله  می باشد.

روستای چوشل  به دلیل تجدید تقسیمات متعدد در لاهیجان و سیاهکل  به طرز قابل توجهی کوچک شده‌است. در تجدید نظر ابتدائی چوشل  روستائی بود که همه 9روستای بالا را شامل می‌شد. درسال 1378 روستای چوشل و آبادیهای همجوار مانند سایر روستاهای کشو مشمول قانون تشکیل شوراهای اسلامی مجزا شدند  و 9 روستای مجزا در این منطقه ایجاد شدند.. بعد از سال 1378 روستای چوشل  فقط با تعداد 52 خانوار  و جمعیت فقط 172 نفر در آخرین سرشماری  تقسیمات کشوری برآورد و ثبت شده است..

این روستا از جمله روستاهای کهن و تاریخی استان گیلان محسوب می شود که آثاری نیز از گذشته تاریخ آن هنوز به یادگار مانده است با موقعیت حساسی که این روستا بر سر راه اصلی بین سیاهکل ولاهیجان  واقع بوده همیشه مورد نظر و حساسیت زمامداران گذشته قرار داشت. زبان اصلی منطقه با گویش و لهجه شیرین گیلکی است.

هموارترین نقطه روستای چوشل  در در بخشهای مرکزی آن است از شمال به سمت جنوب بر ارتفاع آن افزوده می‌شود. بخش جنوبی  جنگلهای کاکوه را دربرگرفته است  که مملو از درختان جنگلی علی الخصوص راش می باشد. .

لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: جغرافیای روستای چوشل
ادامه مطلب
[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 19:51 ] [ رضامحمدبیگی ]

      


جنس توسکا با نام علمی Alnus Miller درختی است از تیره تُوس (Betulaceae) ...
جنس توسکا دارای دو گونه است: توسکای قشلاقی و توسکای ییلاقی
 توسکای قشلاقی مختص جنگل‌های شمال است و بیشتر در قسمت جلگه‌ای و کم ارتفاع، از جمله حاشیه رودخانه‌ها و مزارع و مناطق نیمه باتلاقی و ساحلی می‌روید.

این گونه فقط در بخش شمالی ایران وجود دارد و در جنگل‌های مازندران و گرگان و گیلان، مناطق جنگلی طالقان، لاهیجان، آستارا و طالش که همه دارای خاکی مرطوب هستند، رشد می‌کند.

در فرهنگ دهخدا، توسکا به صورت «توسه» و «توسِکا» (به کسر سین) آورده شده‌است. این در حالی است که امروزه نام این درخت با س ساکن تلفظ می‌شود: توسْکا. این نام ریشه در طبری باستان دارد. نام این درخت در گیلان و لاهیجان «توسه» (در لاهیجان سیاه‌توسه و سفیدتوسه)، در رودسر «توسا» و در گرگان و مازندران «توسکا» (در نور: تسکا) است. در مناطقی مانند آستارا، طالش و طالقان این درخت «رازدار» (یا رزدار) نام دارد که «دار» در زبان‌های این مناطق به معنی «درخت» است (و توجه شود به ترکیب «دار و درخت» در فارسی امروز)


       لطفا به ادامه مطلب بروید:     
              
             
     


موضوعات مرتبط: جغرافیای روستای چوشل
ادامه مطلب
[ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 ] [ 19:24 ] [ رضامحمدبیگی ]
لهجه گیلانی مشتمل بر دو گویش گیلکی و تالشی می باشد .

گویش‌گیلکی نیز بنوبه خود به دو بخش متمایز در‌دو ناحیه غربی ( بیه پس ) و شرقی ( بیه پیش ) تقسیم می شود : یکی گویش رایج در رشت , بندر انزلی , لشت نشا , صومعه -سرا , کوچصفهان , فومن و شفت و دیگری گویش رایج در آستانه اشرفیه , لاهیجان , لنگرود , رودسر , چابکسر , سیاهکل و سایر شهرهای واقع در شرق گیلان.. البته لهجه هر یک از شهرها وروستاهای مستقر در نواحی غرب یا شرق ضمن اینکه ساختار مشترکی با دیگر شهرهای هم گروه خود دارند تفاوتهایی نیز در طرز تلفظ بعضی لغات و بخصوص افعال با آنها دارا می باشند .


لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: تاریخ وفرهنگ روستا
ادامه مطلب
[ یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 ] [ 0:33 ] [ رضامحمدبیگی ]
با تشکر و سپاس فراوان ازآقای  رامین محمدبیگی برای ارسال عکسها

برای دیدن بقیه تصاویر لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: تصاویرروستای چوشل
ادامه مطلب
[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 17:11 ] [ رضامحمدبیگی ]

با پیشنهاد یکی از دوستان ستونی را تحت عنوان خاطره های روستای چوشل به وبلاگ اضافه کردم و از کلیه دوستان بازدیدکننده دعوت میکنم خاطرات تلخ و شیرین خودتون رو از دوران زندگی و تحصیلی و... از روستای چوشل از طریق ایمیل و یا بخش نظرات برای وبلاگ ارسال نمائید...

به بهانه بارش اولین برف زمستانی روستای چوشل ،برای شروع  یکی از خاطرات  زندگی خودم در روستای چوشل رو که مربوط به  زمستان سال 1383 میشه برای شما تعریف میکنم، امیدوارم که خوشتون بیاد...



لطفا به ادامه مطلب بروید:


ادامه مطلب
[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 16:17 ] [ رضامحمدبیگی ]

قرار نبوده تا نم باران زد، دست‌پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم که مبادا مثل کلوخ آب شویم...
قرار نبوده این‌قدر دور شویم و مصنوعی. ناخن‌های مصنوعی، دندان‌های مصنوعی، خنده‌های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه‌های مصنوعی…
قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم و از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم. بعید بدانم راه تعالی بشری از دانشگاه‌ها و مدرک‌های ما رد بشود…
باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند. دراز بکشد نیلبک بزند. با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود. یک کاوه لازم است که آهنگری کند. که درفش داشته باشد. که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند…
قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا…

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

 لطفا به ادامه مطلب بروید:

……………………


ادامه مطلب
[ پنجشنبه دهم بهمن 1392 ] [ 1:24 ] [ رضامحمدبیگی ]
1-پیله چله و کوچه چله

در فرهنگ مردمان گیلان، سه ماه زمستان به دو چله تقسیم می‌شود:” پیله چله “یا “چله بزرگ” که از اول دی آغاز و تا دهم بهمن ادامه می یابد و ” کوچه چله ” یا “چله کوچک “که از دهم بهمن تا ۲۰اسفند است.
پیله چله “را در گویش عامیانه “پیله برار ( به معنی برادر بزرگ) نیز می گفتند و معتقد بودند در این مدت هوا سرد و گزنده و احتمال بارش برف زیاد است و برفی که در این مدت می بارد نیز دیرتر آب می شود.
“کوچه چله”یا “کوچه برار” نیز با بارش برف و باران و کولاک همراه است و از زبان چله کوچک بازگو می کنند که می گوید : اگر عمرم به اندازه عمر برادر بزرگ(چله بزرگ) می بود پیره زن نشسته در برابر تنور و کودک داخل گهواره را از سوز سرما خشک و بی جان می کردم...
مردم گیلان همچنین بر این باور بودند که اگر در سالی چله خشکی شود یعنی برف کم ببارد و روزهای آفتابی فصل زمستان بیشتر باشد سال بعد زراعت خوب نخواهد بود و مردم و دامهایشان دچار بیماری می شوند .


لطفا به ادامه مطلب بروید:




موضوعات مرتبط: تاریخ وفرهنگ روستا
ادامه مطلب
[ یکشنبه ششم بهمن 1392 ] [ 23:16 ] [ رضامحمدبیگی ]
گذران زندگی مثل تغییر فصول است. شما نمی توانید فصل ها را تغییر دهید                                        ولی مطمئنا" می توانید خودتان را تغییر دهید...



برای دیدن بقیه عکسها لطفا به ادامه مطلب بروید:


ادامه مطلب
[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 21:54 ] [ رضامحمدبیگی ]
کوکو

 دراوایل فصل بهارآوازخواندنش ازبالای درختان سربه فلک کشیده ازابتدای غروب تانزدیک صبح دلنشین می باشد.بعضاًنیز روزهاآوازاین پرنده شنیده می شود.


نام کوکو از صدایش گرفته شده است، ساعتهای کوکو نیز ساعتهای معرفی هستند.

پراکندگی کوکو:
کوکو پرنده مهاجری است که در تابستان به اروپا و آسیا مهاجرت می کند و در زمستان به آفریقا.
کوکو پرنده‌ای است که تابستانها برای زاد و ولد فراوان است و به صورت مهاجر عبوری نیز دیده می شود .!


زیستگاه کوکو
در حاشیه جنگل ها ، بوته زارهای غیر محصور و همچنین مناطق بی درخت و گاهی در زمینهای باز مرتفع دیده می شود . نیم رخ سایه پرنده
 
طبقه‌بندی علمی
فرمانروا:جانوران
شاخه: طنابداران
رده:پرندگان
راسته:غواص سانان-gaviiformes
تیره کوکو-cuculidae
نام علمی:Cuculus canorus
نام انگلیسی:Common Cuckoo


لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: جغرافیای روستای چوشل
ادامه مطلب
[ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ] [ 0:32 ] [ رضامحمدبیگی ]
با سپاس فراوان از آقای ابراهیم جهانی مقدم به خاطر اطلاعات و عکسهائی که از روستای بورپشته سردر اختیار وبلاگ قراردادند...

در شمالی ترین منطقه روستای چوشل ، روستای بورپشته سر در دامنه ای کوهپایه ای و کوهستانی قرار دارد. این روستا که شامل محله های بالا و پائین بورپشته، سیرگیلی و بینی کرده می باشد از شمال به کونوس دارن رجه و سرارود ، از جنوب به کیش محله واز شرق به میان محله ،گچه ورلات و کلسراو از طرف غرب نیز به جنگلهای کاهکوه منتهی میشود....محله  بینی کرده در فاصله حدوداً یک کیلومتری بورپشته سرقراردارد  و  سیرگیلی که در فاصله حدوداً 2500 متری بورپشته سر قرارگرفته منطقه ای  هموار و باز بوده که در قدیم  مردم برای کوچ کردن به کلاچ خانی(منطقه ای درجنوب دیلمان)  به عنوان استراحتگاه از آن استفاده می کردند.چشمه آب معدنی سیر گیلی که توسط مرحوم حسن محمد پور پیداشدنیز در این منطقه قرار گرفته است.  در قدیم از آب این چشمه جهت مصرف اهالی بینی کرده استفاده میشد .این چشمه آب سردوگوارائی دارد که به کمک اهالی و شورای محل  آب این چشمه به  داخل منازل ساکنین منتقل گردید و سرریز آن نیز برای استفاده  عموم است . شایان ذکر است که قبل از لوله کشی آب مصرفی روستا از چشمه ای به نام کیش وره که در مرکزروستا واقع شده است تامین میشد.در کنار این چشمه درخت شمشاد بزرگی قراردارد و به همین دلیل این نام را به این چشمه داده اند..

لطفا به ادامه مطلب بروید:


موضوعات مرتبط: معرفی روستا
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و نهم دی 1392 ] [ 0:8 ] [ رضامحمدبیگی ]



داستانی است درمورد اولين ديدار "امت فاكس"، نويسنده و فيلسوف معاصر، ‌از آمريكا، هنگامی كه برای نخستين بار به رستوران سلف سرويس رفت.

وی كه تا آن زمان هرگز به چنين رستورانی نرفته بود، در گوشه ای به انتظار نشست، با اين نيت كه از او پذيرايی شود. اما هرچه لحظات بيشتری سپری ميشد، ناشكيبايی او از اينكه ميديد پيشخدمتها كوچكترين توجهی به او ندارند، شدت گرفت. از همه بدتر اينكه مشاهده ميكرد كسانی كه پس از او وارد شده بودند، در مقابل بشقابهای پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.
وی با ناراحتی به مردی كه بر سر ميز مجاور نشسته بود، نزديك شد و گفت: من حدود بيست دقيقه است كه در اينجا نشسته ام بدون آنكه كسی كوچكترين توجهی به من نشان دهد. حالا ميبينم شما كه پنج دقيقه پيش وارد شديد، با بشقابی پر از غذا در مقابل من، اينجا نشسته ايد! موضوع چيست؟ مردم اين كشور چگونه پذيرايی ميشوند؟
مرد با تعجب گفت: اينجا سلف سرويس است، سپس به قسمت انتهايی رستوران، جايی كه غذاها به مقدار فراوان چيده شده بود، اشاره كرد و ادامه داد به آنجا برويد، يك سينی برداريد هر چه ميخواهيد انتخاب كنيد، پول آنرا بپردازيد، بعد اينجا بنشينيد و آنرا ميل كنيد!
امت فاكس كه قدری احساس حماقت ميكرد، دستورات مرد را پی گرفت، اما وقتی غذا را روی ميز گذاشت، ناگهان به ذهنش رسيد كه زندگی هم در حكم سلف سرويس است. همه نوع رخدادها، فرصتها، موقعيتها، شاديها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد، درحالی كه اغلب ما بی حركت به صندلی خود چسبيده ايم و آنچنان محو اين هستيم كه ديگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ايم از اينكه چرا او سهم بيشتری دارد كه هرگز به ذهنمان نميرسد خيلی ساده از جای خود برخيزيم و ببينيم چه چيزهايی فراهم است، سپس آنچه ميخواهيم برگزينيم وقتی زندگی چيز زيادی به شما نميدهد، به دليل آنست كه شما هم چيز زيادی از او نخواسته اید!!

[ چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392 ] [ 21:56 ] [ رضامحمدبیگی ]
به قلم: ابراهیم فخرائی از کتاب سردارجنگل با کوشش عابدحیدری فشتالی

(با سپاس فراوان از معلم تاریخ روستای چوشل جناب آقای حسن پورامیدی که این مطلب را برایم ارسال نمودند.)




خاطرخواهی هیبت و صفر در یک عروسی در موشا آغازشد.حیدرخان بادسته اش که همه مسلح بودند، جزو مهمانان عروسی بودند . هیبت هم از زادگاهش چوشل با فامیل اش به عروسی آمده بود.
خلق و خوی هیبت همچون بیشتر دختران گالش دامنه های البرز خورته در شرق گیلان، در حدود هشتاد سال پیش، ماجراجوئی و بیشتر دنبال کارمردانه بودن بود تا کار زنانه!
عاشق تفنگ، فشنگ و سوارکاری بود هیبت... از فشتال با حیدرخان، برادرزاده ی سلحشورش،
صفرخان هم به موشا آمده بود. هیبت عاشق صفرشد و صفر اورا از این عشق حذرکرد و گفت: من مرد جنگم و شب بیدار...نباید وضع خوبی داشته باشد این وضعی که ما داریم...تو جوانی، زیبا هستی، این همه پسر جوانتر ازمن و سربه راه، آخر چرامن؟! و هیبت گفته بود: می خواهم زنت بشوم تا مدام در رکابت باشم، نگهبانت باشم. یک روز این زندگی را بی تو نمی خواهم  و می خواهم فقط در کنار تو بجنگم وبمیرم!
پس عروسی چندهفته ای بعد راه افتاد و عروس را مردان و زنان بیش از بیست آبادی از چوشل تا فشتال، ناباورانه تماشا کردند که سوار براسب بود با تفنگ بر دوش و فشنگ بر کمر...
البته اگر هیبت یک چنین زنی نبود، هیچ شاعری در وصف او ترانه سرائی نمی کرد. چرا از میان دهها هزار زن آن دوران شاعروترانه سرای گمنام، فقط برای رعنا، شهرت، زرنگیس و هیبت شعروترانه سروده است؟! غیر ازین است که اینها زنان منحصربفرد و بسیار زیبا و سلحشور دوران خود و قهرمانان زندگی و عاشق بودند؟! بگذریم!.

لطفا به ادامه مطلب بروید:


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 ] [ 23:7 ] [ رضامحمدبیگی ]


موضوعات مرتبط: پربیننده ترین
[ جمعه بیستم دی 1392 ] [ 23:16 ] [ رضامحمدبیگی ]

لاکو...

تَره یاد هَنه

یه روز بَمابوم
شیمه کوچِه درون
تا شاید
تَه پنجره سر بئینَم
اما تو
با تی دوست
دروازه ِ سر
نیشتی بین
و هیتو که مَه بیدئین
مَه مَزاق گی تین
و هار هار خنده بگودین؟



ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم دی 1392 ] [ 19:28 ] [ رضامحمدبیگی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

عشق و وابستگی به زادگاه در نهاد همه موجودات زنده به ویژه در بشر که اشرف مخلوقات است وجود دارد.
سرزمینی که اورا از کودکی به جوانی و از جوانی به پیری رسانیده پیوسته رویا بخش و الهام دهنده خاطرات گذشته است. چوشل روستائی است که دراستان گیلان ودر فاصله 10 کیلومتری شهرستان لاهیجان و 5 کیلومتری شهرستان سیاهکل قرار گرفته است.
از جاذبه های گردشگری و طبیعی روستا می توان به دو آبشار بسیارزیبا در منطقه کیش محله(تله) و همچین چشمه های زیر زمینی و آب معدنی از قبیل چشمه گرماخانی و سیرگیلی و مناظر چشم نواز طبیعی از قبیل جنگلهای کاکوه و مزار کوتی ، منطقه کوهستانی غازی گوابر، نقاره کند در خورتاب ، جنگلهای کاج دربیجار پشت ، رودخانه های جاری، باغات سرسبز و همچنین اماکن مذهبی و زیارتی نظیر امامزاده سید نجف الدین بن موسی کاظم(ع) در میان محله، امامزاده آقاسیدخلیل(ع) در جر محله، امامزاده بن قاسم(ع) در خورتاب، امامزاده آقاسید حسین(ع) در منطقه روبرابر اشاره کرد.

نام چوشل یادآور خاطرات زندگی من است. چوشل یادآور روزهای شیرین کودکی و دوران نشاط آورجوانی من است.چوشل آغوش پرمهرومحبت مادر و نوازش های گرم پدر را درمن زنده می کند.
در این وبلاگ قصد دارم ضمن معرفی هر چه بیشتر روستای چوشل و مشکلات آن مطالب جالب و خواندنی نیز در اختیار شما خوانندگان عزیز قرار دهم.
بیشترین انگیزه من ارسال نظرات شما راجع به مطالب ارائه شده در وبلاگ و همچنین ارائه نظر از طرف شما می باشد.
از تمامی دوستانی که عکسها یا مطلبی در مورد چوشل دارند تقاضا دارم که مطالب خودرا از طریق ایمیل به آدرس omid0192001@yahoo.com ارسال نمایند تابدین طریق سهمی در معرفی هرچه بیشترروستای خود به تمام ایران داشته باشید کلیه مطالب ارسالی با نام شخص ارسال کننده در وبلاگ قرارداده خواهد شد.
امکانات وب
قرمز 1 2 3 4 5