تقدیر و تشکر وخداحافظی ...
دست ، آری زدل و دیده گرامی تر دست...
در فروبسته ترین دشواری، در گرانبارترین نومیدی
بارها بر سر خود بانگ زدم
هیچت ار نیست مخور خون جگر، دست که هست...
واینک پروردگار دانا و توانا را سپاس می گویم که به من این توفیق را عطا فرمود تا در طول این 3 سال در خدمت شما دوستان عزیز باشم و بعد از گذشت این مدت و به دلایل شخصی و علی رغم میل باطنی تصمیم به تعطیلی (شاید موقت ) این وبلاگ گرفتم. به هر حال هر نقطه آغازی یک نقطه پایان دارد و احساس میکنم این زمان بهترین موقع برای تعطیلی این وبلاگ هر چند ناچیز باشد.
لطفا به ادامه مطلب بروید:







