چهارشنبه سوری دراستان گیلان



« سرخی تو از من ، زردی من از تو » از سپیده دمان تاریخ  ورد زبان هر بزرگ و کوچک ایرانی شده است و با پریدن از روی آتشی که شب چهارشنبه آخر سال در گوشه و کنار ،کوی و برزن بر پا می شود ، با شادی و هلهله تکرار می شود و نشاط و شادی را ارمغان می آورد
. ."سوری" به معنی سرخی است و هم از این جهت در بسیاری از نقاط چهارشنبه سرخی نیز به آن می گویند، نام گیلانی چهارشنبه سوری " گولی گولی چارشنبه " است که هم سرخی گلها وهم سرخی شعله های آتش را به همراه دارد..

زنان گیلانی  پس از چند روز خانه تکانی در حالی که فضای خانه خود را برای ورود بهار و نوروز آراسته وآماده
کرده اند ،در آخرین شب چهارشنبه سال را با پختن بهترین غذاهای بومی و آراستن سفره ویژه کولی کولی  چهارشمبه ،هنر آشپزی خود را به نمایش می گذارند. در روستای چوشل از قدیم رسم بود که بر سر سفره چهارشنبه سوری 7غذای مختلف باید سرسفره باشد. .

 در سر سفره شب چهارشنبه انواع غذاهای محلی از جمله  سبزی کوکو وماهی شور ،سیروابیج ،گرزنه تره ، سبزی پلو با ماهی ،باقلا خورشت  ، را آماده می کنند ....  

این غذاها پس از برگزاری مراسم پریدن از روی آتش و دیده بوسی و تبریک چهارشنبه بر سفره ها می آید و همگان با آرزوی سالی خوش ، شام چهارشنبه آخر سال را میل می کنند.

 خانوارهای گیلانی  در غروب چهارشنبه سوری کوله هایی از کاه را که در انبار کاه خود به این منظور نگه داشته و آن را کولش می نامند ، به صورت دسته هایی کوچک در حیاط منزل خو د در هفت کوهه  کوچک می چینند ، سپس به آنها آتش می زنند و اهل خانواده ، کوچک و بزرگ پشت سر هم وبه نوبت هفت بار از روی شعله ها می پرند و زمزمه می کنند :

"کولی کولی چار شمبه
فرده نه پرسه پنجشنبه
نکبت بوشون دولت بیه
زردی مو از تو
سرخی تو از مو"


گیلانیان  اینگونه شب آخر چهارشنبه سال را آغاز و ادامه می دهند و خاطره خوشی را به دفتر زندگی خود می افزایند.

 

داستان حیدرخان فشتالی، صفرخان و هیبت بانو.- قسمت اول

 

 

برگرفته از کتاب : سیاهکل ، دیار پایدار  اثر مرحوم : افشین پرتو

سپاس فراوان از معلم تاریخ روستای چوشل آقای " حسن پورامیدی"

 

با فرو افتی خیزش جنگل درراستای سیاست واگذاری کارهای پاره های گوناگون گیلان به کسانی که در زمان خیزش جنگل برسرکارنبودند، کارهای سیاهکل و دیلمان به مهدی خان مویدالدیوان برادر محمدخان مشیرالممالک سپرده شد. بر سر کارآمدن مهدی خان در سیاهکل حیدرخان فشتالی را که ماه ها در نا آرامی به سر برده بود ناخرسندترکرد. او نمی توانست بپذیرد جنگ افزار بر زمین نهد و پس از سالها اندیشیدن پیرامون مشروطه و جنگل اکنون در گوشه ای بنشیند و به فرمانروایی دیگران بنگرد.

درآن روزها حیدرخان فشتالی در چهل گاچه و آغوذ چکه کمین کرده بود و می کوشید تا هم اندیشان خود را گرد آورد . این دوروستا از روستاهای منطقه ی خرارود به شمار می رفتند. در آن زمان محمدعلی خان شجاع الملک  بر خرارود و کلارده فرمان می راند . ناتوانی او درسرکوب نا آرامی های حیدر خان سبب شد که به رشت فراخوانده شده و به زندان بیفتد.

رضاخان سردارسپه سروان اسماعیل خان سهرابی را با پنجاه قزاق ماموردستگیری حیدرخان فشتالی کرد و وی توانست حیدرخان را در چهل گاچه بازداشت کرده و با خود به رشت ببرد.

حیدرخان برای دورماندن از گیلان به تهران فرستاده شد و پیوستگان به او پراکنده شدند.

احمدشاه  در آبان سال 1302 راهی اروپا شد . رفت که رفت. رضاخان تا آن گاه که احمدشاه رابرکنارنمود و شاه ایران شد . چندبار دولتش را دگرگون نمود. درآن زمان همه ی سرکشان را سرکوفت و ایران را آرام ساخت و به گونه ای در آورد که همه ی مردم او را رهاننده ی ایران از بدبختی ها بدانند ....

"ادامه دارد...." 

طب سنتی گیلانیان - جن و پری- قسمت دوم

 



جوع(جغ) گرسنگی ای بود که ازوارد شدن جنی به همین نام به معده ی آدمی در خلوت خفته عارض می شد. بیمار هرچه می خورد، جن سیری ناپذیر می بلعید و بیمار گرسنه می ماند و براثر پرخوری از پای در می آمد.
فلج شدن(لام بوستن) براثر باد پریان بود. لرزه ی ناگهانی  بدن را براثر عبور عزرائیل از کنارشخص می دانستند. لرزنده نام خدای رابرزبان می آورد و صلوات می فرستاد.


لاغری، نزاری و لج بازی کودکان تا دو سالگی را از عوارض دخالت  جن در زندگی آدمیان می پنداشتند. آنان باور داشتند که براثر غفلت  مادر و اطرافیان کودک، جنیان فرزند بیمار خود را با کودک انسان عوض کرده اند. خورده شدن موی گربه را نیز سبب نزاری می دانستند.
دلیل برآمدن غده رادربدن، خوردن غده های خوش خیم (ودد) گوسفند می پنداشتند.


باورداشتند که خوردن به هنگام مطالعه ، حافظه را کم می کند، ایستاده آب خوردن سبب پیدایی دردهای ناشناخته در بدن می شود. ریختن شیر مادر برچهره ی پسر و جویدن سقز، موجب کوسگی اش می شود. اگر پدر یامادر ، برای شست وشوی  بردست فرزندشان آب بریزند ، فرزند درآینده ، دچار بادلقوه(پارکینسون) می شود. بوسه زدن بر دهان کودک زبان باز نکردهف اورا دچار لکنت زبان می کند. اگر کسی با صورت اشک آلوده غذا بخورد، دچار حواس پرتی می شود.


با آب نیم خورده، دست شستن، اطراف ناخن آدمی راریش ریش می کند. برگرد بیمار گشتن، سبب سرایت بیماری به طواف کننده می شود.
اگر شب سفره ی غذا را در حیاط بتکانند ، بوی غذا به اجنه می خورد و تکاننده ی سفره بیمار می شود.ریختن آب جوش در حیاط خانه، بدون ذکرنام خدا با صدای بلند، ممکن است فرزندان جن ها رابسوزاند و آنان از آدمی انتقام بگیرند.

پیام تسلیت

انالله و انا الیه راجعون

برادران ارجمند، آقایان «دکتر کیقباد،کیانوش،داریوش،وسیامک عاشوری»

درگذشت پدر بزرگوارتان ،مرحوم حبیب الله عاشوری (پدر شهید سرافراز فرشید عاشوری )را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می نماییم، از خداوند منان برای آن مرحوم طلب مغفرت و برای بازماندن صبر و شکیبایی آرزو می کنیم...

15 اسفند، روز درختکاری گرامی باد...

هر چوشلی  چند نهال هدیه به فردای چوشل...
 
هرساله درتمام جهان  پانزدهم اسفند ماه  مصادف با6مارس روز درختکاری نام  گذاری شده است
 
وجود هر درخت، سبب پاکی هوا، اکسیژن سازی برای ریه ها ،  زیبایی محیط و آرامش خاطر انسان می شود. درختان را باید روح سبز حیات نامید.

طبیعت بکر و سرسبز روستای چوشل  که به صورت یک میراث گرانبها وارزشمند از نسلهای پیشین به همه ما به ارث رسیده و ما وظیفه داریم در حفظ و نگهداری آن بکوشیم..

پیشنهاد می کنیم به همه چوشلیهای عزیز از کوچک و بزرگ تا با کاشتن  چند نهال در دل خاک در این هفته  ضمن حفظ سرسبزی مناظر عمومی روستا ، به پیشواز بهاری دل‌انگیز و با صفا بروند.

فراموش نکنیم زحمتها و مشقتهای پدربزرگها  و مادربزرگهایمان را که با تحمل  چه سختیهایی نهالهائی کاشتند و این نهالها درختانی شد که پدران ومادرانمان از آن بهره بردند و اکنون نوبت ماست تا این نهالها را بکاریم  برای سرسبزی و طراوت آیندگان روستا...
 
خلاصه، روز درختکاري، بهانه‌اي است براي اين که ما به محيط زيست احترام بگذاريم و آنرا احيا کنيم و يا حداقل آنرا با دقت بيشتري نگهداري کنيم. ناشدني وجود ندارد، با تلاش در اين جهت، حتي با کاشتن چند  نهال کوچک،روستائی  زيباتر  و آبادتر  براي خويش مهيا خواهيم کرد..

معرفی روستای خورتاب  چوشل


وجه تسمیه  روستای خورتاب یعنی محلی رو به خورشید چنانکه خورشید پس از طلوع ابتدا به این محل تابیده و تا لحظه غروب چشم از آن بر نمیدارد ...
اما موقیعت جغرافیای خورتاب
روستای خورتاب در شمال چوشل واقع شده است که از جنوب به قاضی گوابر چوشل ، از شمال به روستای بندبون و از شرق به روستایآزارستان و از غرب به جیر محله چوشل متصل شده است ...
تعداد خانوار روستای خورتاب
این روستا تقریبآ دارای چهل خانوار می باشد که سی خانوار آن به طور دائم و ده خانوار آن به صورت تفریحی درآن ساکن           می باشند...
شغل و منبع درآمد عمده ساکنین این روستا کشاورزی به ویژه چای و برنج میباشد ...


و اما جاذبه های زیارتی و گردشگری و تفریحی روستای خورتاب:
این روستا به دلیل موقعیت جغرافیای که در آن قرار گرفته دارای شرایط ویژه گردشگری و تفریحی و زیارتی میباشد که زبان هر مسافری را به ستایش از روستا و چشمش را متحیر چشم انداز های فوق العاده خود مینماید.
از جاذبه های زیارتی این روستا امامزاده اقا سید قاسم با چشمه ای که در زیر آن  جریان دارد و از آب  آن برای درمان بیماری های پوستی و زگیل و ... میتوان نام برد همچنین مزار کوتی در ناحیه ای هم مرز با  روستاهای آزارستان و بندبن  که علاوه بر زیارتی بودن دارای جنگل بسیار زیبا و ارتفاعی مناسب برای یک کوه پیمایی چند ساعته است  که به قول معروف هم فال هست هم تماشا ...


و از دیگر جاذبه های گردشگری آن  میتوان به نقاره کند که به بام خورتاب معروف شده و شمالی ترین منطقه چوشل میباشد که برای کوه پیمایی کوتاه مدت و لذت بردن از طبیعت شرایط فوق العاده ای دارد با چشم اندازی زیبا از روستای چوشل...
اگر بعد از این کوه پیمایی چند ساعته احساس تشنگی کردید حتمآ یه سر به چشمه پلت دار بزنید و از آب  خنک و گوارای آن میل کنید آبی که از دل مزار کوتی می جوشد و خستگی را از بدنتان میزداید ...
پس از رفع تشنگی اگر هوس ورزش و یک فوتبال داغ را دارید ⚽️⚽️⚽️سری به زمین ورزشی خورتاب بزنید این زمین ورزشی بزرگترین زمین ورزشی چوشل محسوب میشود و برای مردم ورزش و به خصوص فوتبال دوست چوشل پر از خاطره های زیبا و به یاد ماندنی میباشد در پایین این زمین ورزشی رودخانه ای کوچک وجود دارد که امتداد ان مرز بین روستای خورتاب و روستاهای مجاورش را معین مینماید ضمنآ از جنگل کوهپایه  ای خورتاب که در پایین دو کوه نقاره کند و کوتی قرار دارد نیز به سادگی نمیتوان گذشت ...


در اخر هم علی رغم همه این استعداد های زیارتی گردشگری تفریحی قسمت عمده ای از جاده این روستا به صورت جاده خاکی میباشد که عمده ترین مشکل این روستا میباشد ...
یته روستا هیسه با چهل ته خونه
جورا به کوه خوره جیرا روخونه
اینه مو گوترم دنیا بدونه
امی خورته همیشه جادونه...
" با تشکر از آقای " میلاد هادیزاد " که  اطلاعات مربوط به روستای خورتاب را دراختیار کانال " زیر آسمان چوشل" قرار دادند....

نمایش آئینی عروس گولی


دوهفته مانده به نوروز، دسته ای هنرمند، شامل یک مرد که لباس زنان می پوشید و نقش " عروس گل " رابازی می کرد و سه تا پنج مرد با لباسهای محلی، عروس گل را به حیاط یکی از خانه های آبادی می آوردند و ترانه ای را می خواندند:
عروس گولی بیاریدیم       
  جونه دیلی بیاردیم
خونه خوا تره ره نیاردیم
تی پسرره بیاردیم...
آنگاه فردی دیگر که با سیاه کردن صورت و پوشیدن لباس عجیب و غریب و آویختن زنگوله های بسیار، شکل غول به خود می گرفت و به دسته یورش می برد تا " عروس گل " را بدزدد، که دسته به او حمله می کردند و غول را فراری می دادند و عروس گل به پسر صاحبخانه می رسید. این نمایش بسیار تماشایی، نوید آمدن بهارو سرنگونی سختی و مرارتهای زمستان(غول ) را می داد.

شخم زدن زمین توسط ( ورزا )در گیلان قدیم


"بکار ورزای بکار ورزای تی شاخان گل اناره" "دعا بکن تی صاحب یار بگیره یار بگیره تی شاخان نوک طلا بگیره"شخم زدن زمین در گذشته با استفاده از ابزارهای ساده و به کمک حیوان انجام می شد. . شالیزار را با خیش چوبی تیغه آهنی شخم می زدند. مال بند خیش(گاجمه) را با دو تسمه به دو سر یوغ و گاونر می بستند. دستگیره ی خیش را در دست گرفته با بالا و پایین بردن و حرکت داد خیش و طنابی که به شاخهای گاوبسته شده بود، گاو را هدایت کرده، شالیزار را شخم می زدند. در شخم اول، ته مانده ی ساقه های پوسیده شالی(اشکیل) و انواع گیاهان خودرو ، زیرورو کنده می شد. گردن گاو را میان دو ترکه ی چوبی(گچو) قرار می دادند و درزیر گردن آنها را به هم می بستند. در برخی روستاها هم برای شخم زدن شالیزار خیش را به جای گاو به اسب می بستند.

پیام تسلیت

هوالباقی

خانواده محترم گلی پور

بانهایت تاسف درگذشت مرحوم اسماعیل گلی پور  را تسلیت عرض

نموده وبرای آن مرحوم علودرجات و برای شماوبستگان صبراز خداوند

متعال مسئلت داریم...