راه اندازی کانال تلگرامی زیرآسمان چوشل

telegram.me/amichoshal

دندان درآوردن (دندان فشان) (گاز فشانی):

 

آئینهای گذر درگیلان

 

دندان درآوردن (دتندان فشان )

 

دندان درآوردن کودک با اندکی تب، اسهال، تورم و قرمز شدن لثه و گریه های مداوم (نسناسی) همراه است. براساس باوری کهن کودک با گریه به پدر ومادر می گوید: اگر می دانستید چه رنجی از دندان در آوردن تحمل می کنم، گهواره و وسایل مرا می فروختید و برای من جشن دندان درآوردن می گرفتید تا دردم اندکی تسهیل یابد . با این باور، جشن دندان فشان در سراسر گیلان مرسوم بود.

t.me/amichoshal

 

این جشن در گیلان، معمولا همگانی .بدون سرو صدا. مختصر و صدردر صد زنانه بود. در این جشن اغلب برای عصرانه دعوت می شدند . در این جشن شغل آینده ی کودک را نیز تفال می زدند. مهمترین وسیله ی پذیرائی  آجیل خانگی بود ، برنجف گندم ، عدس، ذرت و تخمهای کدو ، هندوانه و آفتابگردان( سی بیچکا) را برشته می کردند، همه ی دانه های غلات و تخمه  های برشته  و بو داده را با نخود، فندق، کشمش و گاه نقل مخلوط می کردند که به آجیل دندان فشان معروف  بود. چهار جزء اصلی آجیل برنج، گندم ، عدس و ذرت بود.

t.me/amichoshal

 

پس از رسیدن میهمانان ، سفره ای در وسط اتاق پهن می کردند و کودک را در میان آن می نشاندند . بر سر کودک دستمال معمولی و بزرگ یا دستمالی توری می انداختند، آجیل را آهسته روی سر کودک می ریختند و بعد آن را با آجیل جشن مخلوط می کردند. قلم، کاغذ، چاقو. قیچی، آینه، شانه ، قرآن مجید و کتابی را روی سفره در برابر کودک قرار می دادند.

 

 هر چه بر سر سفره بود نماد شغلی محسوب میشد و کودک هرچه را بر می داشت ، شغل آینده اش را مشخص می کرد . چاقو، قیچی،آینه، شانه، قرآن، کتاب ، تخمهای هندوانه و کدو و دانه های غلات به ترتیب نماد قصابی، خیاطی، سلمانی یا خرازی، روحانیت، دانش و تحصیل و کشاورزی به حساب می آمد. پس از تفال زدن آجیل را بین میهمانان تقسیم می کردند و هر میهمانی هدیه یا پول برسر سفره می نهاد . براین باور بودند که ندادن هدیه سبب می شود تادندان کودک  با تاخیر ودردناک درآید. خوردن این آجیل را سبب استحکام دندانها می دانستند. باقی مانده ی آجیل جشن رادرکاسه ودردستمالهای کوچکی  می ریختند ، چهار گوش دستمالها را محکم گره می زدند و به خانه ی آنانی می فرستادند که دعوت شده اما به  جشن نیامده بودند. آنان نیز بلافاصله در کاسه یا دستمال هدیه ای برای کودک می گذاشتند.

 

مردم گیلان

 

منبع: کتاب ولایات دارالمرز ایران-گیلان   نویسنده: هلدر رابینو

مردم گیلان را به دو طایفه می توان تقسیم نمود: 1- ساکنین دهکده ها و شهرها، کشاورزان برنج و تربیت کندگان کرم ابریشم

2- ساکنین دامنه کوهها و دره ها و دهکده های پای کوه

این مردم در فصول معتدل در آنجاها زندگی می کنند و در فصل گرما بالای کوهها می روند . آنان دارای رمه هائی از گوسفند و بز و سایر چهارپایان اهلی می باشند که در بهار آنها را به کوههای نزدیک به چرا می فرستند.

کار آنها کشت برنج و دیگر کارهای کشاورزی است و چون بخواهند به ییلاق بروند از میان خود عده ای را برای مراقبت کشتزارها و اشتغال به کارهای مربوط به برداشت محصول نگاه می دارند و بقیه که اکثریت ارند با زنها و سایر افراد خانواده خود و روسای قبایل به ییلاقها می روند و در آنجا به زندگانی شبانی خود ادامه می دهند، تا زمانی که سرما نزدیک شود و کمی چراگاهها آنهارا مجبور به بازگشت نماید.

هر قبیله به همان ترتیب که در جلگه مزرعه دارد، ییلاق و زمینی هم در کوه دارد که هیچوقت با سهم قبیله دیگر مخلوط ودرهم نمی شود . اما در داخل مرز قبیله ف هر کس خیمه خود را برپا می سازد و یا کلبه خویش را بنا می نهد. دهقانها در کارکردن روی زمینهائی که به طبقه مرفه یا متوسط تعلق دارد آزادند، و طبق میل خود رفتار می کند و به عنوان مزد سهم خوبی از محصول دریافت می دارند. چون ملک یا خریداری است و یا موروثی، تنها مالکین در مقابل حکومت از نظر مالیات مسئولیت دارند.

گیلان از مناطق بسیار غنی و حاصلخیز ایران است. انواع گیاهان و درختها در آن دیده می شود. طبقات پائین  نباید مردم بدبختی باشند اگرچه عده کمی از افراد در حقیقت صاحب زمینند ، اما قرارداد آنها با مالکین همیشه به نفع آنها است. کارگری که شاخ و برگ درختان جنگلی را می زندف محصولش را با صاحب زمین تقسیم می کند . برای کشت توت مالک نهال را می خردف و چون پس از چند سال شروع به جمع آوری ابریشم می شود دهقانی که کرم ابریشم پرورش می دهد، یک سوم محصول را دریافت می دارد.

مالک محل توتزار یا برنجزار رابه عنوان اجاره به دهقان واگذارمیکندف و دهقان در مقابل نگهداری آنها قسمتی از محصول را دریافت می دارد.

برای توتزار سهم مالک یک سوم است و برای مزرعه برنج برای هر جریب پانزده تا سی قوتی(هر قوتی 29 کیلوو5 گرم) می باشد. دهقان اجاره ای برای کلبه خود نمی پردازد. گاوها و گوسفنداان آنها در زمینهائی که زیر کشت نباشند به آزادی چرامی کنند. آنها  می توانند درختان جنگلی را درقسمتی از ملک خود که زیر کشت نرفته است قطع کند و به سود خود بفروشند. آنها بی آنکه کسی مزاحم آنها شود زغال درست می کنند . دهقانها می توانند در اطراف کلبه خود سبزی بکارند و آنها را به نفع خود بفروشند یا مورد استفاده قرار دهند، و از میوه هائی که به طور فراوان بدست می ؟آید ، یا پرندگانی که خود پرورش می دهند بهره ببرند. مالک سهم خود را از ابریشم و فروش برگهای توت و همچنین از برنج دریافت می کند و به عنوان احترامی که برای خود قائل است نوبر محصولات را ریافت می دارد . اجاره دار علاوه براینها هدایائی مانند تعدادی مرغ و جوجهف به ازائ هر زن ومرد  دهقان به مال تقدیم می دارد.

 

 

11- تموشل: سرزمینی که دارای خاک نرم و آبدار است.

 

 

 

12- بالارود: بالاتر از رودخانه

 

 

 

13- برپشته سر: آبادی کنارتپه

 

 

 

14- بلسبنه: سرزمین پراز درختان افرا

 

 

 

15- بندبن : آبادی کنار سد محلی

 

 

 

16- بوتستان: آبادی و سرزمین پر از بوته

 

 

 

17- بوجایه: سرزمین امید و آرزو

 

 

 

18- بیجاربنه: آبادی دارای شالیزار

 

 

 

19- بیجار پشت: آبادی پشت شالیزار

 

 

 

20- بیدرون: سرزمین درختان بید

 

t.me/amichoshal

 

واژه نامه گویش گیلکی

31-اویسی=هوو🌼

32-ایپچه=یک ذره-اندکی🌼

33-یجا=یکجا🌼

34-ژگر=شاخه نازک درخت توت که برگهایش راکرم ابریشم خورده باشد.🌼

35-ایسپیلی جارو=جارورشتی🌼

36-سکت=ضامن دیوار-🌼

37-اسمال=اسماعیل🌼

38-ایشبره خاش=استخوان بازو🌼

39-ایلجار=دعوت عام درمحدوده روستا-کمک-یاور🌼

40-یوارده=یکباره-دوباره🌼

چوشل- روستای آبشارها و رودخانه های روان و زیبا

 

 

روستای چوشل دارای دو آبشار دائمی  و چند آبشار فصلی بسیارزیبا و بکر است که درکیش محله  چوشل و درروستائی موسوم به تله قرار گرفته اند. آبشار پائینی که نزدیکتر بوده و ارتفاع کمتری دارد و به " جیر شارشار" معروف است و آبشار بالائی که ارتفاع بیشتری داشته و عمق آب استخر آن زیادتراست به " جر شارشار   معروف است.

 

این دو آبشار به همراه استخر آن به صورت یک مجموعه ی زیبا یکپارچه از سنگ است. آب ف دل شیب یک تخته سنگ بزرگ را به طول حدود 6 متر شکافته و با فشار هرچه تمام به گودال می ریزد. به طوریکه تحمل فشار آب در محل ریزش آن به استخر به آسانی برای هر شناگری ممکن نیست.

استخرآبشار  تقریبا دایره ای شکل بوده  و طول آن 3 تا 5 متر در نوسان است. ژرفای آن در جنوب استخر و محل ریزش آب آبشار به استخر به حدود 2 متر هم می رسد.در گذشته ژرفای آن بیشتربوده است و به علت لایروبی نکردن هرساله از ژرفای آن کاسته می شود . آب گودال نیز بسیار سرد است و بدین ترتیب در گرمای سوزان تابستانهای گیلان جایگاهی مناسب  برای شناگران می باشد.

سرچشمه ومسیر..

 

آب شارشار از کاهکوه سرچشمه  گرفته، پس از گذشتن از دامنه های پرشیب جنگل ، آبشارهای کوچک و آبشارهای طبیعی در محل جرشارشار به صورت آبشار درآمده و در گودال شارشار می ریزد. پس ازسرازیر شدن از گودال و گذشتن از چند مسیر دیگر در دل دامنه های جنگل در محل جیر شارشار(آبشار پائین) به صورت آبشار دیگری نمود میکند و پس از سرازیر شدن  از استخرو گذشتن از روستای تله ، تشکیل ودخانه ی چوشل را می دهد تا اینکه بعداز گذشتن از یک مسیر طولانی به پائین محله چوشل می رسد. این رودخانه در طی مسیر خود از کنار بقعه ی گرماخانی گذشته و پس از طی مسیر از روستاهای  دهسر تموشل، سوخته کوه و لیالمان وسعادت محله گذشته و به روستای بوجایه می رسد و سپس به رودخانه ی شیمرود لاهیجان می پیوندد.

زیبائی این آبشارها از چند نظر جالب و چشم نواز است:

 

مکان بکروزیبا-هوای معتدل ، آب و چشمه های راوانف وجود علفزارها ف جنگل انبوه و در یک کلام جائی بسیار دیدنی و شگفت انگیز...همه ساله هزاران نفر از روستاهای پیرامون و شهرستانهای لاهیجان وسیاهکل به ویزه در فصلهای بهارو تابستان از این آبشار دیدن و از آب استخر شارشار جهت شنا و آب تنی( جئون شور) بهره می برند و هرساله برشمار این گردشگران افزوده می شود.

 

امیداست که دست اندرکاران از جمله ادااره  های جهاد کشاورزی و مسئولان اداره کل گردشگری و میراث فرهنگی استان گیلان با توجه به سیاست  توسعه ی گردشگری دولت، این مکان را شناسائی و گوشه ی چشمی بدان بیفکنند و با تجهیز آن به امکانات رفاهی و ایجاد مکان دسترسی مناسب و تسطیح جاده، زمینه ی ورود شماربیشتری از علاقمندان را به این مکان فراهم آورند.

 

@choshaleman

 

12 اردیبهشت ماه ، روز معلم گرامی باد...

🍃روز 12 اردیبهشت در تقویم جمهوری اسلامی ایران، روز معلم نامگذاری شده است.📚📝
نقش کلیدی معلمان به عنوان مجریان آموزش عمومی و الگوهای اولیه دانش آموزان بسیار مهم جلوه می‌کند. چرا که معلمان جامعه، انسان سازان نسل بعدی‌اند،
🍃روستای چوشل از دیرباز به عنوان یک روستای پیشرو در زمینه  علم و دانش مطرح بوده و دردامان خود پزشکان-معلمان، مدیران و مهندسان  و نخبگان فراوانی را پرورش داده است. که همگی تعلیم گرفته از معلمان این روستا هستند.
دوست داشتم دراین روز از کلیه معلمان و مدیران و کارمندان  آموزشی و پرورشی روستای چوشل که نقش بسیارزیادی در تعلیم وتربیت نیروهای تحصیلکرده روستامون داشتند و زیر سایه این بزرگان بوده که روستامون دارای تعداد زیادی پزشک ومهندس و افراد نخبه  در سطح جامعه می باشد یادی کنم:🙏🙏
🍃از اینرو به سهم خودم ابتدا از پدر علم ودانش  روستای چوشل مرحوم " حاج محمد صفری پور " باید یادی کنم ، انسان بزرگی که مدرسه افشین چوشل هیچگاه نام وخاطره این بزرگوار را از یاد نخواهد برد." خدایش بیامرزد " 🙏🙏
🍃از مرحوم مسلم اتحادی معلم و مدیر اخلاق روستای چوشل که افتخار شاگردی ایشان را داشتم نیز باید یادی کنم که آن مرحوم نیز زحمات زیادی برای تعلیم و تربیت و همچنین فعالیتهای ورزشی روستا در دهه 40 تا 60 کشیدند.و همچنین مرحوم یحیی میرزاجانی و سعدی شاهنوری و آقای  مظفری از زحمتکشان مدارس ابتدائی چوشل نیز باید یادی کنم..🙏🙏
🍃و اکنون نیز بسیار خوشحالم که مدیری لایق از زادگاهمون چوشل به عنوان ریاست آموزش و پرورش شهرستان سیاهکل مشغول به کار هستند  و برای جناب آقای ایرج بدرود ریاست فعلی آموزش و پرورش شهرستان سیاهکل نیز آرزوی توفیقات بیشتر را دارم.
🍃در پایان نیز اززحمات بی شائبه مدیران ومعلمان و کارمندان آموزشی آقایان  حکیم علی حکیمی ، عیسی طاهرقاسمی ،مهرعلی ارشیا ، حسین جعفری و بختیار طاهر قاسمی ، تیمور جهانسیر ، حسن بنیاب  ، حسن کوچکی ، رحیم وجدانی ، محمد جمالخواه، اردشیر طاهرقاسمی- نعمت الله حاجی پور- - محمود صفری پور - یدالله رجب خواه -درویشعلی حسن دوست- مهردادو سلامت گلی پور- حسن پورامیدی- بهمن دوستی- بهمن امیدی -آقای محمد رضا جمشیدی و همسر بزگوارشان خانم مراد- علی مرتضی جمشیدی - منوچهر طاهرقاسمی -همت آذین -احسان شاهنوری -رستم هادیزاد-نامدار تقی پور ؛علی آقاجانخواه ؛قسمت نعمتی ، سیاوش ملایی ؛شهروز هادی زاد  -رحیم سرمی، قربان کهن روز ، محمد علی بدرود وخانمها  شریف پور ، خانم پوربزرگی  ، طوبی طاهرقاسمی ، طاهره شهراز ، کلثوم هادی زاد ، خورشید و بانو آذین ، فریده احمد خواه ، بلورامیدی ؛عذرا حسن دوست ؛خانم طاهر قاسمی و  کلیه عزیزانی که اسمشون از قلم افتاد(امیدوارم بنده را به بزرگی خود ببخشند ) آرزوی سلامتی و موفقیت در کلیه مراحل زندگی را داشته باشم.
🍃هر چند این نوشته ها تنها برگ سبزی بود تحفه درویش و مقام وجایگاه معلمان بسیار باارزشتر ازاین دستنوشته ناچیز و ناقابل بود ودر قدرت و توان هيچ كس نيست كه مقام و ارزش معلم را برشمارد.
در پایان از کلیه اعضای کانال  تقاضا دارم به پاس احترام وتقدیر اسم کلیه معلمان ومدیران و زحمتکشان روستای چوشل که از قلم افتاد را در آی دی زیر درج نمایند.👇👇👇

@amichoshal

آیین های گذردرگیلان- زایمان


نویسنده : محمدبشرا + طاهرطاهری
قسمت سوم= زایمان
زن باردار تحت نظر و رژیم خاص بود. فقط باورها در مورد جنین رعایت نمیشد ، بلکه در باورهایی که به سخت یا آسان زایی مربوط بود، زنان وسواس زیادی از خود نشان می دادند . در عصر بی پزشکی و بی دوائی  که همه چیز می بایست به دست مامای محلی(موما) انجام می پذیرفت، سخت زائی گاه جان مادروکودک را با خطر مرگ روبه رو میکرد و خانواده را از هم می پاشید. از این روی باورها به دقت رعایت میشد . آن گاه که دردهای نزدیک زایمان " وراکفه درد" ظاهر میشد. مردم باور داشتند که دختر چند ساعتی  زودتر از پسر به دنیا می آید. ظهور این درد در کمر و پهلوها، خبرازنزدیکی زایمان می داد.
درد آغازین " کال درد" چندان سخت نبود. در چهارمین درد کودک متولد میشد. دراین مدت همه چیز آماده میشد: تشت، آب جوش ،  پارچه تمیز، قیچی، کاسه ی روغن، شربتهای مقوی پراز تخم ریحان، آب نبات، لباس، قنداق، منقل، اسپند، به خصوص اسپندی که از علم بری های محرم و صفروروز چهارشنبه ی آخر سال فراهم شده بود. کسی را دنبال ماما می فرستادند.
زنان جوان خانواده، آنهایی که دراولین زایمان دچار سخت زائی نشده بودند، زائو را در میان می گرفتند و به او روحیه می دادند . ماما که می رسید ، اتاق را خلوت می کردند . مجمعه ی مسی را می آوردند و درآن تکه ای حصیر ودردو طرف آن شش خشت قرار می دادند. زمانی که درد شدید می شد، ماما اشاره می کرد و اطرافیان آهسته شکم زائو را در جهت خروج نوزاد با روغن می مالیدند و کودک را در وضعیت طبیعی  قرار می دادند. بعداورا به سوی خشت ها می بردند و بردو پا روی خشتها به صورت چمباتمه می نشاندند. زنی در مقابل می نشست که زائوی مضطرب دست در گردنش می کرد و زور می زد وماما در پشت سر زائو برای کمک  در به دنیا آوردن و گرفتن نوزاد می نشست....

انبو

انبو : درختی است از تیره گاوزبان، زیبا و دارای میوه خوراکی. در شمال آنرا درخت انبو و در بقیه نقاط کشور سپستان می نامند.

🌱این گیاه در نواحی گرم زمین میروید و دو نوع است. یک نوع آن میوه درشت دارد و هنگام رسیدن میوه، گوشت میوه از دانه آن جدا میشود. نوع دیگر میوه کوچک دارد و هنگام رسیدن گوشت میوه از دانه جدا نمی شود. این نوع از نوع اول شیرینیش بیشتر ولی ماده لعابی اش کمتر می باشد. در صورتی که نوع اول ماده لعابی بیشتر و شیرینی اش کمتر دارد. میوه هر دو نوع خوشه ای شکل است و هنگام رسیدن زرد رنگ و پس از خشک شدن سیاه رنگ می شود. بهترین نوع این گیاه در بحرین میروید و بلندی درخت آن به چند متر میرسد. ساقه درخت سفید رنگ و شاخه های آن سبز رنگ و برگ های آن مدور و بزرگ و کمی خشن می باشد. بیشتر میوه این درخت مصرف داروئی دارد. طبیعت آن معتدل است. افرادیکه ریه هایشان خشک و خشن شده و سرفه های خشک میزنند و افرادی که تارهای صوتی شان ورم کرده و صدایشان گرفته و افرادی که عطش مفرد دارند می توانند میوه این گیاه را در دهان گذاشته و بمکند و یا خیسانده و از مایع آن کم کم بنوشند یا به هر دو طریق عمل کنند. میوه انبو  در معالجه تبهای گرم مزاج صفراوی همراه داروهای دیگر بسیار مصرف میشود و در ناراحتی های روده ای که در اثر افراط در مشروبات الکلی یا مشروبات گازدار و یا مصرف ادویه های تند حاصل شده اند و سایر خراش های دستگاه گوارش، خوردن لعاب انبو یا اضافه کردن انبو به داروهای دیگر بسیار مفید است.

قبل از پیدایش آنتی بیوتیک ها افرادی که مبتلا به سوزاک میشدند ضمن خوردن داروی اصلی سوزاک که امروزه نیز ارجحیت آن بر سایر داروها به اثبات رسیده، برگ های تازه انبو  را شب در آب خنک میخیسانیده اند و صبح آنرا له کرده و عصاره اش را ناشتا مینوشیده اند و از لعاب مینوشیده اند و از لعاب دانه آن نیز با آبدزدک در مجرای ادرار وارد میکرده اند در بهبودی سوزاک به داروی اصلی کمک مینموده است اما داروی اصلی سوزاک های کهنه داروئی است که با آبلیمو و تخم مرغ ساخته می شود

توم بیجار

آماده کردن خزانه:خزانه ی شالیزار (تومبیجار) محوطه ی کوچکی است که درآن بذر برنج(شلتوک) می پاشند و ساقه ی برنج نخستین روزهایش را درآن به سرمی برد. این محوطه را برحسب نوع زمین وموقعیت مکانی آن انتخاب می کند.
درهمه ی منطقه ی جنوبی و دشت مرکزی گیلان، خزانه مستطیلی یا دایره ای شکل و بعضی اوقات هم در حاشیه ای برنجزار با پشته ای بلندتراز مرزها قرار دارد.
زمان آماده کردن خزانه به هوای منطقه بستگی دارد. ولی معمولا نیمه ی دوم فروردین ماه است.خاک خزانه ی برج را با بیل  یا کج بیل مخصوص شالیزار(بیجاربلو) شخم زده و خاک برگردان می کند. با دست عمق زمین را می کاوند و آشغال و ته مانده ی گیاهان خودرو را بیرو می کشند. آنگاه خزانه را با بیل به قطعه( کله) های کوچکترتقسیم کرده ، مرزهای ظریف اطراف آن را می سازند. سپس خزانه را آبیاری می کنند، خاکش را با لگد می کوند تاکلوخهایش ازهم بازشود و سپس با دست وماله زمین را همواروصاف کرده، کمی کود به آن می افزایند. درخزانه از پهن گاووگوسفند، پوسته های برنج و فضولات مرغ و کرم ابریشم به عنوان کود استفاده می شود. پس از آبیاری و کودپاشی، یک روزبه خزانه استراحت می دهند تا کود به طور کامل درآن نشت کند. روز بعد خزانه را به میزانی آب می دهند که آب به بلندی یک بند انگشت سطح آن را بپوشاند.
لگدکوب کردن، ماله کشیدن، صاف کردن خاک خزانه، کوددادن و آبیاری آن به عهده ی زن شالیکاراست.

معرفی درختان گیلان- راش

راش؛سلطان جنگلهای شمال

نامهای دیگر:آلاش؛راج؛چلر؛مرس؛قزل گز...
راش با نام علمی Fagus orientalisدرختی است پهن برگ که 30 درصد حجم درختان و24 درصد تعداد جنگل های شمال را تشکیل می دهد. تعداد زیادی از تحقیقاتی که درباره جنگلهای شمال انجام می شود مربوط به این گونه است زیرا مرغوبترین چوب رادر کشور دارد و درافلب نواحی شمالی می روید...
راش موجود در جنگلهای شمال ؛گونه خزری یا هیرکانی است.
راش چوبی نیمه سنگین و نیمه سخت به رنگ کرم تا صورتی پررنگ دارد و خوش کاراست.
ارتفاع راش به 30 تا 40 متر و قطر آن به 1/5متر می رسد و اغلب در محدوده ارتفاعی 600 تا 2200 متر از سطح دریادیده می شود.
تنه آن ؛صاف واستوانه ای است و بیشتر تنه را چوب تشکیل می دهد و مغزچوب آن کم است.
راش درختی است تک پایه و خزان کننده دارای گل های مخروطی ومیوه فندقه که با زادآوری طبیعی و یا بذرپاشی در پاییزو زمستان تکثیر می شود.
این درخت هر 5سال یکبار بذرفراوان تولید می کند و در جوانی جست می دهد ولی در سنین بالا جست دهی آن کم می شود.
راش خاک حاصلخیزباگیاخاک زیاد و موادمعدنی غنی و آب وهوای مرطوب وسرد را می پسندد.
نجارها چوب راش را "چوب جنگلی"می نامند و ازدیدآنان مرغوب ترین چوب درایران است ودرصنایع روکش؛تخته لایه؛تراورس؛مبل و ساختمان سازی کاربرد دارد.
این درخت دارای مصارف روستائی بسیارهست که می توان به ساخت در؛پنجره؛تیر؛ستون؛چهارپایه؛کفش چوبی و گهواره اشاره کرد.
ازبذراین درخت روغنی استخراج می شود که 20درصد خوراکی و شامل گلیسریدهای پالمتیک واولئیک است.
به گفته کارشناسان راش درختی است سایه پسند با پوست نازک که درنتیجه گرما و تابش شدید آفتاب باعث آفتاب زدگی و سوختگی پوست آن واز بین رفتن کامبیوم می شود. البته پوست نازک این حسن را دارد که صاعقه راازتود عبور می دهد و آسیب پذیری درخت براثر اصابت صاعقه کم می شود.
افزایش راش طبیعی و با بذر افشانی خود درخت انجام می گیرد(ریزش دانه ها در اطراف درختها در طبیعت)...
در فرهنگ گیلان راش دار کنایه از فرد قدبلند دارد.

پیام تسلیت

هوالباقی

خانواده محترم " مراد "

با نهایت تاثر و تاسف درگذشت   مادر گرامی وارجمندتان

مرحومه مغفوره کربلایی خانم  قیصربرقی ( خادم قدیمی امامزاده گرماخانی چوشل)

رابه شما و سایر بازماندگان تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند منان برای آن مرحومه رحمت و برای بازماندگان صبرو شکیبائی مسئلت می نمایم...

" مارا در غم خود شریک بدانید "

 

آشنائی با حشرات گیلان - سیفتال

سیفتال
انواع زنبوررا گویند اما منظوربیشتر زنبور طلائی است که به زنبور خانگی شهرت دارد و در خانه ها لانه می گذارد. طول بدن زنبور طلائی ماده 35 میلی متر و طول بدن نر 24-28میلیمتر است. سینه  این زنبور سیاه و پشت او زرد قهوه ای است. این زنبور لانه خودرا کنج زیر دامنه ها و سایر جاهای مناسب  از جمله روی درخت و کلاً دوراززمین می سازد. خاکه چوب پوسیده درخت  بلوط عمده ترین  مصالح خانه سازی اوراتشکیل می دهد. سیفتال  گیلانی برای ساختن خانه غالباً از گل استفاده می کند. در فرهنگ گیلکی "سیفتال کمر" کنایه از آدم کمرباریک دارد.
این زنبور شهرهای 1000 تا 4000زنبوره می سازد و برای دفاع از خود و موجودیت لانه از حمله و نیش زدن به انسان مضایقه ندارد. سیفتال به نشستن روی انگور خاصه انگور عسکری علاقه دارد.
@choshaleman

چوچاق- آشنائی با گیاهان داروئی گیلان

 


از گیاهان معطر صحرائی و در گیلان جزو سبزی ها است. چوچاق  طعم دهنده ی غذاست و برای درست کردن  دِلار ، ترشی ، کال کباب و زیتون پرورده از آن استفاده می شود.چوچاق  از جمله گیاهان دارویی با پتاسیل های ناشناخته است که رو به فراموشی است این گیاه دارای مصارف متعددی همچون سبزی کاری، گل کاری و دارویی و از جمله مصارف دارویی این گونه ، مسکن درد، اشتها آور و خاصیت آنتی اکسیدانی است. محققان به تازگی دریافتند که از گیاه چوچاق  می توان برای کاهش آهن خون در بیماران تالاسمی هم استفاده کرد.
نام علمی چوچاق  eryngium campestre و نام فارسی آن شش شاخ است. در مازندران به آن زولنگ معنی قسم اخیر قرصعنه به، در شهسوار ششاک و رامسر شوشاخ (در واقع شش شاخ) و در گيلان آن را چوچاق و يا انارچوقاق مي گويند. اعراب آن را قرصعنه مسدس می نامند.. گیاه چوچاق  خاردار و از تیره چتریان است،☘ چوچاق  گیاهی است چندساله با گلهایی  به رنگ آبی آسمانی، با پراکندگی در شمال ایران در مناطق جلگه ای از رامسر تا گلوگاه و ارتفاعات میانی البرز در شیب های شمالی قابل رویش است. عمده ترکیبات موجود در چوچاق  شامل اسانس‌های مختلفی مانند لیمونن ، آلفا پی نن و اسید فولیک است ، همچنین ریشه گیاه دارای تانن ، قند ساکارز و اسانس زولنگ با بویی مطبوع حدود 88 درصد است.
☘این گیاه آرامش‌بخش اعصاب ، محرک قوای جنسی ، بهبود بواسیر ، تسکین دهنده بیماری‌های رماتیسمی و رفع التهابات ، تسکین دهنده دل درد و ریشه آن نیز برای تحلیل ورم‌ها مفید است.
☘قسمت های هوایی گیاه را هنگامی که تر و تازه است می توان پخت و بهترین سبزی خورشتی است. تمام قسمت های گیاه پیشاب آور و ملین بوده، اشتها و شهوت را افزایش می دهد. به دلیل داشتن اسید فولیک خون ساز است، پادزهر سموم، جوشانده آن مسکن درد پهلو، جوشانده بیخ آن همراه شکر بادشکن و جهت از بین بردن نفخ و درد پهلو مفید است. ادرار، شیر و عرق را افزایش می دهد، سنگ کلیه و مثانه را از بین می برد. مربای بیخ تازه آن خوشبو کننده دهان و محرک باه است. عصاره بیخ آن برای عقب افتادگی عادت ماهیانه مفید است، پماد بیخ آن با آرد جو و برگ کاسنی نرم کننده ورم های سخت می باشد.

پیام تسلیت

واژگان گیلکی مربوط به کفش


پابزار : پاافزار، کفش ، دمپائی
چاروق : کفش
چَمیش: کفش کوه نشین، کفشی همانند گیوه تهیه شده از چرم گوسفند یا گاو.
رزین گئولش: کفش لاستیکی که پس از چمیش به بازار آمد.

باورهای عامیانه ی مردم گیلان درباره کفش:
ا ولین نفری که کفش کسی که از سفر زیارتی برگشته را  به پا کند نفر اولی خواهد بود که به همان جا مشرف خواهد شد .
یکی از رسم های قدیمی  در چوشل هم این بود که اگر  کفش های کسانی که به خواستگاری رفته اند توسط صاحب خانه یا دختر صاحب خانه مرتب و منظم میشد در واقع به معنی رضایت دختر بود که میگفتن جواب مثبت گرفتن ...(چوشل)

اگرکفش موقع درآوردن وارو برزمین بیفتد ، بخت صاحبش به خواب میرود (آستانه اشرفیه )
اگرکفش های کسی در موقع راه رفتن، به هم بخورد، به زودی پولدارمیشود . (رشت)
اگرکفش ها بعدازدرآوردن، روی هم بیفتند، دشمن صاحب کفش فراوان می شود (کوچصفهان )...


چهارشنبه سوری دراستان گیلان



« سرخی تو از من ، زردی من از تو » از سپیده دمان تاریخ  ورد زبان هر بزرگ و کوچک ایرانی شده است و با پریدن از روی آتشی که شب چهارشنبه آخر سال در گوشه و کنار ،کوی و برزن بر پا می شود ، با شادی و هلهله تکرار می شود و نشاط و شادی را ارمغان می آورد
. ."سوری" به معنی سرخی است و هم از این جهت در بسیاری از نقاط چهارشنبه سرخی نیز به آن می گویند، نام گیلانی چهارشنبه سوری " گولی گولی چارشنبه " است که هم سرخی گلها وهم سرخی شعله های آتش را به همراه دارد..

زنان گیلانی  پس از چند روز خانه تکانی در حالی که فضای خانه خود را برای ورود بهار و نوروز آراسته وآماده
کرده اند ،در آخرین شب چهارشنبه سال را با پختن بهترین غذاهای بومی و آراستن سفره ویژه کولی کولی  چهارشمبه ،هنر آشپزی خود را به نمایش می گذارند. در روستای چوشل از قدیم رسم بود که بر سر سفره چهارشنبه سوری 7غذای مختلف باید سرسفره باشد. .

 در سر سفره شب چهارشنبه انواع غذاهای محلی از جمله  سبزی کوکو وماهی شور ،سیروابیج ،گرزنه تره ، سبزی پلو با ماهی ،باقلا خورشت  ، را آماده می کنند ....  

این غذاها پس از برگزاری مراسم پریدن از روی آتش و دیده بوسی و تبریک چهارشنبه بر سفره ها می آید و همگان با آرزوی سالی خوش ، شام چهارشنبه آخر سال را میل می کنند.

 خانوارهای گیلانی  در غروب چهارشنبه سوری کوله هایی از کاه را که در انبار کاه خود به این منظور نگه داشته و آن را کولش می نامند ، به صورت دسته هایی کوچک در حیاط منزل خو د در هفت کوهه  کوچک می چینند ، سپس به آنها آتش می زنند و اهل خانواده ، کوچک و بزرگ پشت سر هم وبه نوبت هفت بار از روی شعله ها می پرند و زمزمه می کنند :

"کولی کولی چار شمبه
فرده نه پرسه پنجشنبه
نکبت بوشون دولت بیه
زردی مو از تو
سرخی تو از مو"


گیلانیان  اینگونه شب آخر چهارشنبه سال را آغاز و ادامه می دهند و خاطره خوشی را به دفتر زندگی خود می افزایند.

 

داستان حیدرخان فشتالی، صفرخان و هیبت بانو.- قسمت اول

 

 

برگرفته از کتاب : سیاهکل ، دیار پایدار  اثر مرحوم : افشین پرتو

سپاس فراوان از معلم تاریخ روستای چوشل آقای " حسن پورامیدی"

 

با فرو افتی خیزش جنگل درراستای سیاست واگذاری کارهای پاره های گوناگون گیلان به کسانی که در زمان خیزش جنگل برسرکارنبودند، کارهای سیاهکل و دیلمان به مهدی خان مویدالدیوان برادر محمدخان مشیرالممالک سپرده شد. بر سر کارآمدن مهدی خان در سیاهکل حیدرخان فشتالی را که ماه ها در نا آرامی به سر برده بود ناخرسندترکرد. او نمی توانست بپذیرد جنگ افزار بر زمین نهد و پس از سالها اندیشیدن پیرامون مشروطه و جنگل اکنون در گوشه ای بنشیند و به فرمانروایی دیگران بنگرد.

درآن روزها حیدرخان فشتالی در چهل گاچه و آغوذ چکه کمین کرده بود و می کوشید تا هم اندیشان خود را گرد آورد . این دوروستا از روستاهای منطقه ی خرارود به شمار می رفتند. در آن زمان محمدعلی خان شجاع الملک  بر خرارود و کلارده فرمان می راند . ناتوانی او درسرکوب نا آرامی های حیدر خان سبب شد که به رشت فراخوانده شده و به زندان بیفتد.

رضاخان سردارسپه سروان اسماعیل خان سهرابی را با پنجاه قزاق ماموردستگیری حیدرخان فشتالی کرد و وی توانست حیدرخان را در چهل گاچه بازداشت کرده و با خود به رشت ببرد.

حیدرخان برای دورماندن از گیلان به تهران فرستاده شد و پیوستگان به او پراکنده شدند.

احمدشاه  در آبان سال 1302 راهی اروپا شد . رفت که رفت. رضاخان تا آن گاه که احمدشاه رابرکنارنمود و شاه ایران شد . چندبار دولتش را دگرگون نمود. درآن زمان همه ی سرکشان را سرکوفت و ایران را آرام ساخت و به گونه ای در آورد که همه ی مردم او را رهاننده ی ایران از بدبختی ها بدانند ....

"ادامه دارد...." 

طب سنتی گیلانیان - جن و پری- قسمت دوم

 



جوع(جغ) گرسنگی ای بود که ازوارد شدن جنی به همین نام به معده ی آدمی در خلوت خفته عارض می شد. بیمار هرچه می خورد، جن سیری ناپذیر می بلعید و بیمار گرسنه می ماند و براثر پرخوری از پای در می آمد.
فلج شدن(لام بوستن) براثر باد پریان بود. لرزه ی ناگهانی  بدن را براثر عبور عزرائیل از کنارشخص می دانستند. لرزنده نام خدای رابرزبان می آورد و صلوات می فرستاد.


لاغری، نزاری و لج بازی کودکان تا دو سالگی را از عوارض دخالت  جن در زندگی آدمیان می پنداشتند. آنان باور داشتند که براثر غفلت  مادر و اطرافیان کودک، جنیان فرزند بیمار خود را با کودک انسان عوض کرده اند. خورده شدن موی گربه را نیز سبب نزاری می دانستند.
دلیل برآمدن غده رادربدن، خوردن غده های خوش خیم (ودد) گوسفند می پنداشتند.


باورداشتند که خوردن به هنگام مطالعه ، حافظه را کم می کند، ایستاده آب خوردن سبب پیدایی دردهای ناشناخته در بدن می شود. ریختن شیر مادر برچهره ی پسر و جویدن سقز، موجب کوسگی اش می شود. اگر پدر یامادر ، برای شست وشوی  بردست فرزندشان آب بریزند ، فرزند درآینده ، دچار بادلقوه(پارکینسون) می شود. بوسه زدن بر دهان کودک زبان باز نکردهف اورا دچار لکنت زبان می کند. اگر کسی با صورت اشک آلوده غذا بخورد، دچار حواس پرتی می شود.


با آب نیم خورده، دست شستن، اطراف ناخن آدمی راریش ریش می کند. برگرد بیمار گشتن، سبب سرایت بیماری به طواف کننده می شود.
اگر شب سفره ی غذا را در حیاط بتکانند ، بوی غذا به اجنه می خورد و تکاننده ی سفره بیمار می شود.ریختن آب جوش در حیاط خانه، بدون ذکرنام خدا با صدای بلند، ممکن است فرزندان جن ها رابسوزاند و آنان از آدمی انتقام بگیرند.