دندان درآوردن (دندان فشان) (گاز فشانی):
آئینهای گذر درگیلان
دندان درآوردن (دتندان فشان )
دندان درآوردن کودک با اندکی تب، اسهال، تورم و قرمز شدن لثه و گریه های مداوم (نسناسی) همراه است. براساس باوری کهن کودک با گریه به پدر ومادر می گوید: اگر می دانستید چه رنجی از دندان در آوردن تحمل می کنم، گهواره و وسایل مرا می فروختید و برای من جشن دندان درآوردن می گرفتید تا دردم اندکی تسهیل یابد . با این باور، جشن دندان فشان در سراسر گیلان مرسوم بود.
t.me/amichoshal
این جشن در گیلان، معمولا همگانی .بدون سرو صدا. مختصر و صدردر صد زنانه بود. در این جشن اغلب برای عصرانه دعوت می شدند . در این جشن شغل آینده ی کودک را نیز تفال می زدند. مهمترین وسیله ی پذیرائی آجیل خانگی بود ، برنجف گندم ، عدس، ذرت و تخمهای کدو ، هندوانه و آفتابگردان( سی بیچکا) را برشته می کردند، همه ی دانه های غلات و تخمه های برشته و بو داده را با نخود، فندق، کشمش و گاه نقل مخلوط می کردند که به آجیل دندان فشان معروف بود. چهار جزء اصلی آجیل برنج، گندم ، عدس و ذرت بود.
t.me/amichoshal
پس از رسیدن میهمانان ، سفره ای در وسط اتاق پهن می کردند و کودک را در میان آن می نشاندند . بر سر کودک دستمال معمولی و بزرگ یا دستمالی توری می انداختند، آجیل را آهسته روی سر کودک می ریختند و بعد آن را با آجیل جشن مخلوط می کردند. قلم، کاغذ، چاقو. قیچی، آینه، شانه ، قرآن مجید و کتابی را روی سفره در برابر کودک قرار می دادند.
هر چه بر سر سفره بود نماد شغلی محسوب میشد و کودک هرچه را بر می داشت ، شغل آینده اش را مشخص می کرد . چاقو، قیچی،آینه، شانه، قرآن، کتاب ، تخمهای هندوانه و کدو و دانه های غلات به ترتیب نماد قصابی، خیاطی، سلمانی یا خرازی، روحانیت، دانش و تحصیل و کشاورزی به حساب می آمد. پس از تفال زدن آجیل را بین میهمانان تقسیم می کردند و هر میهمانی هدیه یا پول برسر سفره می نهاد . براین باور بودند که ندادن هدیه سبب می شود تادندان کودک با تاخیر ودردناک درآید. خوردن این آجیل را سبب استحکام دندانها می دانستند. باقی مانده ی آجیل جشن رادرکاسه ودردستمالهای کوچکی می ریختند ، چهار گوش دستمالها را محکم گره می زدند و به خانه ی آنانی می فرستادند که دعوت شده اما به جشن نیامده بودند. آنان نیز بلافاصله در کاسه یا دستمال هدیه ای برای کودک می گذاشتند.