باورهای عامیانه مردم گیلان-سری دوم

جانوران:قسمت اول

باورهای عامیانه مردم گیلان درباره ی جانوران به تفکیک نوع آن ها بدین شرح است:

پرندگان:

 

دست کاری لانه ی پرندگان وحشی و یا نزدیک شدن به آنها، به صورتی که نفس آدمی به لانه یا تخم های موجود درآن بخورد ، سبب جلب مار به آشیانه و خورده شدن تخم ها می شود.

نشانی آشیانه ی پرنده ی وحشی را نباید در کنار آتش و با صدای بلند به کسی گفت، زیرا آتش به آب و آب به مار یا خزندگان دیگر اطلاع می دهد، خزنده به سراغ آشیانه می رود و تخم ها یا جوجه ها را می خورد.

بلبل ، عاشق شکفتن گل است، از سحرگاه بر بوته ی گل می نشیند و آواز می خواند و چشم از غنچه بر نمی دارد، اما درست در لحظه ی شکفتن، چرت می زند و غنچه می شکفد.

 

بلبل جنگلی هر بار هفت تخم می گذارد که یکی ازآنها چرخ ریسک(کول کاپیس) می شود. بلبل جنگلی با خوردن تخم گیاه آقطی(پولیوم) از آواز خواندن می افتد و از اواخر تابستان تا اوایل بهار لال می شود.

الیکایی(جینجیره:

الیکایی که از کوچک ترین پرندگان وحشی است، شب، هنگام خواب، دوپایش را به سوی آسمان نگه می دارد .این پرنده نظر کرده ی خداست و اگر آسیبی بدو برسانند و یا گوشتش را بخورند به بیماری لاعلاجی دچار می شود.

 

گنجشک:

کسی که کله ی گنجشک خورد، پرحرف و پرصدامی شود. برخی برآن اند که پر نسل می شود.

پرستو(حاج حاجی):

: در باور مردم گیلان، پرستو به سبب آن که هر ساله به مکه ی معظمه سفر می کند و باز می گردد، مقدس است.اگر پرستو در خانه ای آشیانه بسازد، صاحبخانه به سفر حج می رود. پرستوها بیش از یک سال عمر نمی کنند . کسی که آشیان پرستوها را خراب کند،آوار ه و بیمار می شود.

دارکوب:

اگر دارکوب برفراز خانه ای بنشیند و برآن نوک بزند، ساکنان آن خانه آواره و از هم پاشیده می شوند.هرگاه دارکوب در سوراخ درخت نوک فروکند و آوازش شبیه کشیدن قلیان باشد، باران خواهد بارید و اگر در زمستان چنین کند، برف خواهد بارید.

زاغی(کشکرت):

در روستای چوشل، آواز سردادن کشکرت را نشان از دادن خبری می دانند.اگرزاغی در پشت خانه آوازسردهد نشانه خبر بد و اگر جلوی خانه داد بزند نشانه خبر خوب است....

 

آواز خواندن زاغی شب هنگام، خبر می دهد که دختری با مرد دلخواه خود از خانه گریخته است.

(ادامه دارد...)

 ****بازدید از کانال تلگرام زیرآسمان چوشل    https://telegram.me/choshaleman

باورهای عامیانه ی مردم گیلان- سری اول


مقدمه :
باورها و دانش عامیانه برخاسته از حیات اقتصادی انسان است که پس از قرن ها، اگرچه بعضی از عناصر و یا ساختارشان دست خوش تغییراتی شده و لی هم چنان سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته و تا امروز برجای مانده است.
در دوران کهن، انسان همه ی باورها، چه حسی و چه شهودی را که سبب شگفتی، حیرت و ترس می شدند، به نیروئی مرموز نسبت می داد . باورهای عامیانه ی مردم گیلان بسیارند و آوردن همه ی آنها در این مقال ممکن نیست از این رو گزیده ای از باورها، درباره ی موضوعات مختلف انتخاب و آورده شده است. این ها مشتی است نمونه ی خروار...


الف- پدیده های آسمانی
به باور مردم گیلان، سرنوشت انسان در دست آسمان است،  در مثل های قدیمی آمده است ، آسمان به دور خود گردید و گردید، چون نوبت ما رسید فرو ریخت.
ماه و خورشید برادر و خواهری بودند که از دست آزار نامادری به تنگ آمدند، دعا کردند و خداوند آنان را به صورت ماه و خورشید درآورد. خورشید(خواهر) به ماه(برادر) گفت: تو شب بیون بیا و من روز. خورشید گفت: اگرمن روزها بیرون بیایم، نامحرمان مرا می بیند. این گناه است. ماه گفت: با تیرهای نور درخشانت، چشمانشان را ببند. خورشید گفت: اگر شبها بیرون بیائی، در موقع گذشتن از آسمان، از قبرستان ها و جاهای خلوت نمی ترسی ماه گفت: ستاره ای را در کنارم نگه می دارم.
به همین سبب کسی در روز، نمی تواند به خورشیدبنگرد، و شباهنگام، پیوسته ستاره ای کوچک در نزدیکی ماه به چشم می خورد. باور دارند که هرگاه این ستاره به ماه برسد، قیامت فرا می رسد یا امام زمان(عج) ظهور می فرماید.
سوگند به ماه، هم چون سایرمناطق ایران معمول است.متدینین با دیدن ماه در اول و نیمه ی هرماه، آیه الکرسی می خوانند و سه بار صلوات می فرستند، در گذشته عده ای باین بودن که در اول هرماه ، باید به چیز پاک خاصی که ویژه ی همان ماه است، نگاه کرد، در ماه محرم به طلا، در صفر به آیینه، در ربیع الاول به زن محترم، در رجب به قرآن ، در شعبان به گل ،در رمضان به شمشیر، در شوال به سبزه، در ذیقعده به کودک و در ذیحجه به زن زیبا....


ستارگان:به باور مردم گیلان، هر انسانی همزادی آسمانی دارد و افتادن هر ستاره ای، مرگ انسانی را در پی دارد، سرنوشت انسانها از قبل تعیین شده است. تنگ دستان، ستارگان کم نور و خوش بختان و ثروتمندان ستارگان پرنوردارند. کسی که افتادن ستاره ای را ببیند ، صلوات می فرستد و دست به چهره می کشد. ستارگان که می افتند ، شهاب های آسمانی اند. کسی که شهابی را مشاهده می کند، اگر بلافاصله صلوات بفرستد ، آرزویی را که در آن لحظه در دل داشته  است ، یا خواسته ای که بر زبان آورده ، برآورده می شود.
برخی از مردم گیلان، شهاب ها را امامان، امام زادگان و معصومان می دانند که از دنیا رفته اند و روح آنان به صورت اجسام نورانی، در شب به دیدار هم می روند. بعد از افول ستاره ای در شب ، نباید بلافاصله به کسی نگریست، زیرا ممکن است ستاره ی عمر او نیز افول کند.
براساس باوری در گیلان، ابرها گله های گاوان آسمانی اند که باد آنها را به سوی دریا می برد تا سیراب شوند، باز گردند و باران ببارند. از صدای پای گاوان آسمانی(ابرها) رعد به وجود می آید.
در گیلان، رعد و صاعقه، قدسی، با برکت و بخشنده اند، مردم از آنها سلامتی، فزونی محصول و برکت طلب می کنند.
اولین باران سال تازه، اگر همراه  با رعدوبرق باشد آن سال، سالی کم باان و خشک خواهد بود. رعدو برق اول فروردین ماه، بر خوبی محصول های کشاورزی آن سال گواهی می دهد.
برای جلوگیری از بریدن نفس رعدو برق، فرزند اول خانواده باید مقدار کمی آب در پاشنه ی در اتاق   می ریزد.

رنگین کمان در گیلان، پدیده ای قدسی و مبارک است.هر رنگ کمان که جلوه اش بیشتر باشد نشان از پیش آمدی دارد.بیش تربودن رنگ سبز، نشانه ی خرمی و فراوانی محصولهای کشاورزی به ویژه شالی، صیفی و انواع سبزی هاست. سال رونق کشاورزی است و فراوانی عسل(کدوسرای کوچصفهان)
بیش تر بودن  رنگ قرمز ، نشانه ی به راه افتادن جگ و خونریزی است. به تعبیری دیگر مرگ ومیر آدمیان در چنان سالی ، بیش تر از زاد و ولد است.( پیرده شفت) بیش تر بودن رگ زرد رنگین کمان، از فراوانی محصول نوغان خبر می دهد و برخی آن را نشانه ی  خشک هوا و کم آبی در فصل زراعت می دانند.( آزاربن رودسر)
دختران با دیدن نخستی رنگین کمان بهاری ، روبه روی آن می ایستند و به ملایمت، سر گیسوان خود را می کشند تا رشدش بیشترو انبوه تر شود. با دیدن رنگین کمان بهاری، سه بار صلوات می فرستند و برچهره دست می کشند.
برخی باوردارند روزی که باران ببارد و آفتاب هم بتابد، روز عرسی شغال هاست. در خیلی از روستاها و شهرهای گیلان باور دارند که این روز روز عروسی مادر شغال هاست.
در زیر رنگین کمان بودن، برای دختران و پسران مجرد، نشانه ی بلند اقبالی و گشایش بخت است.

 

تصاویر از خانم سهیلا بی غم...