ایستادگی معکوس!!!
یکی سر شاخه نشسته بود و داشت از ته
ارهاش میکرد.
بهش گفتند: مگه اون حکایت رو نشنیدی که...
افتاد زمین و باسنش بد جوري صدمه ديد.
اومدن بهش گفتند: دیدی...
گفت: هر چی كه زخمي شده، مال خودمه به شما هم هیچ ربطی نداره.
ازش کلی خون رفت. بهش گفتند: ازت داره خون...
یکی گفت: دوستانه یه سوال بپرسم، راستشو میگی؟
گفت: بپرس.
بهش گفتند: مگه اون حکایت رو نشنیدی که...
گفت: درخت مال خودمه، اره مال خودمه،
سر و ته شاخه هم مال خودمه، به
شما هم هیچ
ربطی نداره.
اومدن بهش گفتند: دیدی...
گفت: هر چی كه زخمي شده، مال خودمه به شما هم هیچ ربطی نداره.
ازش کلی خون رفت. بهش گفتند: ازت داره خون...
گفت: خون خودمه به شما هم هیچ ربطی نداره.
یکی گفت: دوستانه یه سوال بپرسم، راستشو میگی؟
گفت: واقعا داری چه غلطی میکنی؟
جواب داد: هیچی، سر مواضع و حرفام ایستادم!
جواب داد: هیچی، سر مواضع و حرفام ایستادم!
توضیح
موضوع بالا هیچ ارتباطی به ... نداره... گفته باشم
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۱ ساعت 20:32 توسط رضامحمدبیگی
|