چیزهای زیادی از شما یاد گرفته ام...من یاد گرفته ام 

من یاد گرفته ام که هرکس می خواهد تا بر بالای کوه زندگی کند اما فراموش میکند که اصل مطلب همان چگونگی  راه پیمودن است.

من یادگرفته ام که وقتی نوزادی تازه تولد یافته انگشت شست پدرش را چنگ می اندازد برای همیشه درقلب او جای گرفته است.

من یادگرفته ام که یک فردتنها وقتی می تواند به فردی دیگر از بالا به پائین نگاه کند که بخواهد به او در برخاستن کمک نماید.

همیشه بیان کن آنچه را احساس می کنی و انجام بده آنچه را که فکر می کنی.

اگرمن میدانستم که امروز آخرین وقتی است که شما را خواهم دید شما را قویاً به آغوش خواهم گرفت تا نگهبان روحتان باشم.

اگرمن بدانم که این دقایق آخرین دقایقی هستند که من شما را خواهم دید به شما می گفتم که " عاشقتان هستم"و به این فرض

بسنده نمی کردم که شما خود آنرا می دانید.

همیشه صبحگاهی هست که در آن زندگی بما فرصتی دوباره می دهد تا کارهای خوبی انجام دهیم.

به خودتان نزدیک باشید ، به عزیزانتان و به آنها بگوئید که چقدر به آنها نیاز ذارید و چقدر عاشقشان هستید و چقدربه آنها توجه دارید.

زمانی را برای بیان این جملات بگذارید: "متاسفم" "مراببخش" "لطفاً" " متشکرم " و همه کلمات قشنگ و دوست داشتنی که بلدید...

هیچکس شما را به خاطر نخواهد آورد اگر شما افکارتان را پیش خود بصورت راز نگهدارید ، خودتان را وادار کنید تا آنها را بیان و ابراز دارید.

به دوستان و عزیانتان نشان دهید که چقدر به آنها علاقمندید....                                با تشکر و سپاس فراوان از بهراد